یاهو
سلام .امروز هفتم تیر سالروز شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامیست!،بپاس عرض ادب به دیانت و تقوا و نظم و بزرگواری شهید بهشتی ایت پیت تقدیم حضورتان.یا حق
من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی کاذب منافقانه ترجیح میدهم.شهید بهشتی
دو خاطره از از شهید بهشتی

۱ـ كار زیاد وخستگی فروان سبب می شد كه بهشتی فرصت زیادی برای رسیدگی به امور خانه ومطالعات مورد علاقه اش نداشته باشد.یك شب كه دیر به خانه آمد مشاهده كرد چراغ كتابخانه اش روشن است وكسی آن جا است وقتی به كتابخانه رفت پسرش رامشغول مطالعه دید پسربه احترام پدر برخاست وسلام كرد دكتر بهشتی جواب سلام اوراداد ودر كنارش نشست بعد نگاه حسرت باری به قفسه ی كتاب ها كرد وگفت:«مدت زیادی است كه از دوستان خوبم دور مانده ام!اگر وظایف فعلی نبود،علاقه ام به مطالعه ونوشتن بود اماتوپسرم تاآنجا كه می توانی از وقتت برای مطالعه وتحصیل استفاده كن.»
پدر این راگفت واز كتابخانه خارج شد درحالی كه پسر به تنهایی دركتابخانه نشسته بود وبه حرف های او می اندیشید
۲ـ در آغاز دوران بلوغ، تحصیلات علوم اسلامی را تازه شروع کرده بودم . در این سن، انسان نشاط و شادابی خاصی دارد، گاهی پیش از مباحثه و بعد از آن و یا قبل از درس، با دوستان میگفتیم و میخندیدیم . یکی از دوستانم که بزرگ شده جلسات مذهبی بود، و چند سالی از من بزرگتر بود با من هم مباحثه بود، وقتی ما میخندیدیم، میگفت فلانی حالا که در آغاز تحصیل علوم اسلامی هستیم، بهتر استخودمان را عادت بدهیم و نخندیم یا کمتر بخندیم . گفتم چرا؟ گفت این آیه قرآن است:
«فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا» «باید کم بخندند و زیاد بگریند .» سپس یکی دو حدیث هم در این رابطه میخواند . من از وی پرسیدم آیا خندیدن کاری حرام است؟ گفت نه حرام نیست . گفتم حالا که حرام نیست، من میخندم . از این ماجرا چند سالی گذشت و من اولین مطلبی که به صورت مستقل و بر اساس کتاب و سنت دربارهاش تحقیق کردم و سعی کردم قرآن را از اول تا آخر به صورت علمی بررسی کنم، همین بحثبود تا اینکه به این آیه رسیدم . به خود گفتم عجب، این آیه در قرآن است، اما مطلب درست نقطه مقابل مطلبی است که دوست من فهمیده بود و آن دستور پیغمبر بود که باید تمام نیروهای توانا برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیجشوند . عدهای با بهانههای مختلف از شرکت در این لشکرکشی خودداری کرده بودند و از فرمان خدا و پیغمبر تخلف نمودند . خداوند در این آیات قرآن میفرماید: «لعنتخدا بر کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد میروند اما باز هم دوست داشتن زندگی آنها را وادار کرد تا از فرمان خدا و رسولش تخلف کنند و بمانند» و به دنبال آن به عنوان یک نفرین و کیفر میفرماید: «از این پس کم بخندند و زیاد بگریند .»
از دیدگاه اسلام زندگی با نشاط نعمت و رحمتخداست و زندگی توام با گریه و زاری خلاف رحمتخداست
در این آیه خداوند در مقام نکوهش از این تخلف میفرماید: «از این پس از نعمتخنده و نشاط کم بهره باشید و همواره گریان و غمزده زندگی کنید .»
از طرف دیگر تفریح یکی از نیازهای ضروری زندگی انسان است که باعث تجدید قوای انسان میگردد .
چنانچه قرآن میفرماید: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوة الدنیا» (6) ; «ای پیغمبر! بگو: چه کسی زینتخدا را که برای بندگانش خلق کرده، و روزیهای پاک را حرام کرده است؟ بگو این روزیهای پاک برای مردم با ایمان در این دنیا است .
تو ای اختر چرخ ایمان «بهشتی»
تو ای از تبار بزرگان که بردی شهادت به ارث از نیاکان «بهشتی»
همه عمر تو صرف ترویج دین شد چه در آشکار و چه پنهان «بهشتی»
ز صد موج غم، غم نخوردی که دریا ندارد هراسی ز طوفان «بهشتی»
فصول کتاب حیاتت موشح زعرفان و ایمان و ایقان «بهشتی»
شهامت، شهادت، جز این سرگذشتی نبودت در آغاز و پایان «بهشتی»
به دریا زند اهل همت دل اما به دریای آتش زدی جان «بهشتی