|
|
|
|
|
یاهو سلام علیکم. کجائید ای شهیدان خدائی؟؟؟ اسماعیل محجوب و سربزیر من علیرضای چابک و با حیا موسی درد کشیده و سنگ صبور سید هاشم باهوش و متدین بیوک صبور و تلاشگر ... راستی که کجائید؟ یکی از دوستان حزب اللهی و تلاشگر اوایل انقلاب که پا بسن گذاشته و...امروز بدجوری از خستگی و زوار دررفتگیش میگفت!...گفتم که باید صبور بود و چیزی نمونده تا چشم بهم بزنی راه تمومه و پرونده بسته شده.مهم این است که وقتی خسته شدی خسته نشی!!!!!.تا این جمله رو شنید یه تکونی خورد و گفت آره نه خسته که نه ولی...بهش گفتم این جمله رو تابلو کن بدیوار: مهم این است که وقتی خسته شدی خسته نشی! ------------ پ 1 _ اینهائی هم که الان هستند همون همسنگران شمایند! پ 2 _ بعید نیست اگر شما هم میموندید مثل اینها بودید! پ 3 _ قرار است بجای احساسات خردورزی بکنیم!! پ 4 _ واقعا راه سخت است!.هر چه به انتها میرسد سختتر!!! پ 5 _ آری با این ستاره ها حتما میشود راه را پیدا کرد!بشرط اینکه از ته دلت بگی: کجائید ای شهیدان خدائی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 0:11 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ارحم الراحمین
سلام علیکم.این پست زودرس و وصف حال امشب است!.در جلسهء دعای توسل بودم.قبلش آیاتی از سورهء الرحمن تلاوت میشد.یادتونه قرار بود اجتماعیتر بنویسم؟!!!: راستی اینکه در آیات مختلف قرآن از راههای مختلف سعی در تشویق یا ترساندن انسان شده منظور چیست؟ اینکه گاهی از بهشت و درختان و حور و سایه و میوه ها و...برای مومنان گفته شده و اینکه گاهی مجاهدان را فضل عظیم وعده داده برای چیست؟ اینکه از شدت آتش یا فشار قبر یا عذابهای دیگر آخرت گفته شده کدامین مقصود را دارد؟ با دیدن آیات مذبوط به حور عین و... در سورهء الرحمن بحال خود نظر کردم که آیا چقدر اشتیاق به این مسائل دارم؟(قبل از شما حقیقتا خودم میدونم که شتر در خواب بیند ...)راستش برام در این شرایط سنی و...زیاد جالب توجه نبود!!!.بر مجازات و عذاب آخرت فکر میکردم!،راستی اونم برام زیاد رعب آور نیست!!!،چراش رو نمیدونم،حتما که علت اصلیش غفلت و جهالت منه.ولی حقیقت اینه که در این دور و زمونه مردم خیلی از عذاب الهی در اون دنیا حساب نمیبرند!،بیشتر حرف از مرام میزنن و اینکه:اگه خدا بخواد تو آتیشم میریم،خیلی نوکرشیم و... بیاد بیانات امروز رهبر عزیز در مورد قرآن پژوهان افتادم،مهم انس و الفت معنوی با قرآن است،مهم عمل بی ریا و خالصانه بدستورات آن است،از نظر حقیر قرآن گلیست که هرکس بسته باشتیاق و نگرش خود از آن بهره مند میشود!،برای همه نافع است،بحد وسع و افق دید و دنیای عارفانه اش!،گاهی دزد را تواب میکند و گاهی ظالمی را آدم،گاهی ترسو و ضعیفی را به اوج عزت و قدرت میرساند،... بسته بسن و حالات روحی و علم و شرایط دیگر اشخاص گاهی ترساندن و گاهی تشویق و گاهی استدلال و گاهی عیارانه حقیقت را گفتن در کمال آنان موثر است.شاید علت این باشد!.و انسان کامل کسیست که تمام این خصائص و راهها را با اعتدال در زندگی خود پذیرا باشد!،هم انذار و هم تشویق و هم استدلال و هم معرفت در کمال او موثر افتد.ائمهء هدی حد اعلای این افرادند. این قرآن نور است و شفای دلهای همهء ما.باید باهاش مانوس ظاهری و معنوی باشیم!!!،حتما با رفیق فاضلم مشورت میکردم،میگفت :هر قدر انسان در راه خدا تلاش بکند باز هم به انتها نمیرسد!، اگر مواظب بودی گاهی بجائی میرسی که مثلا گرفتاری بزرگی مثل فقر یا مریضی و...داری و خوب میفهمی که در امتحانی!،میدانی که اگر با اصرار از خدا بخواهی که این گرفتاری رفع بشود حتما خواهد شد!ولی نمیخواهی!،چون میدانی در امتحانی!،...من در زندگی با تمام وجود به این دعا عادت کرده ام و رسیده ام که خدایا هر چه هست در این دنیا مرا تسویه کن،نمیخواهم برای آن طرف چیزی بماند همونی که خیلیها میگن:خدایا ،اول پاکم کن بعد خاکم کن!. دعای توسل شروع شد!،طبیعیست که من هم یاد گرفتم که از ائمه(ع) فقط آدم شدن و پاک شدن را بخواهم!.چقدر بودن با این انسانها نعمت است،چقدر پروردگار روزیهای بزرگ و مخفی برای ما داده که ازشون غافلیم،چقدر ناپاکیم و ناسپاس،.واقعا چقدر آدم سبک میشود از بودن با این خوبان و خوبیها. عزیزان،من شما رو با خودم قیاس کردم،باید ببخشید،ولی حقا این نعمتهای الهی در حق بندگان و از جمله این روسیاه (که یک از هزار نعمتها رو نمیفهمه) چقدر یک انسان منصف و واقع نگر را شرمنده و سرافکنده میسازد!،امثال من کجا و ذکر و نام اهل بیت کجا؟...ببخشای ای کریم.ای بالاترین مهربانان و رحم کنندگان.ملتمس دعا.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 19:47 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یاهو سلام علیکم.متن زیر پیامی بود که عمدا یا سهوا در یک پست خصوصی نوشته شده بود .البته که بمن پیرمرد هیچ ربطی نداره! ولی در هر حال بنظرم جالب بود تا نظر شما چی باشه! در مورد شریک زندگی جواب ندادید!.بنده خدا منتظر جواب منه!!!!!!!!!!!!.شاید برای شما قدری سنگین جلوه کنه ولی بنده حسب وظیفه و احساس تکلیف آن مورد را مطرح کردم.شما هم باید نفیا یا اثباتا جواب بدهید.حسابی که من بر روی شما باز کرده ام همانند حق و تکلیفیست که یک برادر و خواهر باهم دارند.میدانید امانت یعنی چه و امین بودن چیست؟لطفا زودتر پاسخ دهید .این یک وظیفه است..آیا شنیده اید که 3 درب بهشت از قم است؟میلاد حضرت معصومه مبارک باد.خدا نگهدار --------------- پ 1 :کاش تمام اعمال و رفتار ما بر مبنای تکلیف رقم بخورد! 2 - : راستی که میلاد حضرت معصومه (س) بر همهء دوستان مبارک باد 3 - :گاهگاهی این تنوعات هم خود نعمتیست! 4 - : فارغ از هر بحث دیگری منتظر گذاشتن صحیح نیست! پروردگارا باحترام کریمهء اهل بیت دلهای همهء جوانان ما را بنور ایمان و تقوا منور فرما و همسرانی همشان خودشان و در راه تکامل بیشترشان عنایت فرما.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 14:48 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حمید
سلام علیکم بما صبرتم این وبلاگ کنج خلوتی شده تا گاهگاهی مطالبی رو که جای دیگری مجال و محال بیانش نیست بر سینهء سفیدش بنگاری و... یادش بخیر!،...وقتی کیلومترها راه رو با جنگ و جهاد طی کردی و گرسنگی و تشنگی و زخم و بمب و ترکش از راهت باز نداشت!.رسیدی به مسجد خرمشهر و در جمع خیل مشتاقان...و تازه میفهمی که عشق حسین(ع) چیست!. چقدر جالب و واقعی و مشتاقانه بود نداهای: کربلا ،کربلا ،ما داریم میائیم یاد شهدای گذشته کردن و حرمت همسنگران نگهداشتن و باز نماندن از جهاد،... چقدر درک و احساس نزدیکی زیاد با کربلا و امام حسین داشتی،چقدر ... باید بود و باید صبر کرد و باید منتظر بود تا...مخصوصا در این دور و زمونه!!! عزیز گرام،تکلیف همهء ما استقامت و دینداری تا آخرین لحظهء عمر است!، هیچ امری این تکلیف را ساقط نمیکند.خیلی دعایمان کنید.راستی بازمانده ایم!!!.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 20:34 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یارب الارباب سلام علیکم ...و چه جالب و گیرا بود متن زیر که دلسوخته ای در شب جمعه در وصف مولای همهء ما امام عصر(عج)و در جمعی مخلص نجوا میکرد و... امید که از مشتاقان و مریدانش قرار گیریم.یا حق ا للهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق یک نفس ای پیک سحری بر سر کویـش کــن گذری گو که ز حجرش به فغـــانم به فغـــانم ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقـــت دم نزنم من غرق گناهم، تو عذر گنــاهی روزو شبم را، تو چو مهری تو چو ماهی چون باده به جوشم، در جــوش و خروشم من سر زلفت به دو عالم نفروشم یک نفس ای پیک سحری بر سر کویـش کــن گذری ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقـــت دم نزنم همه شب بر ماه و پروین نگرم مگر آید رخــــسارت در نظرم چه بگویم، چه بگویم، به که بگویم این راز غــمـم ایـن بـس، که مرا کــس، نبود دمساز یک نفس ای پیک سحری بر سر کویـش کــن گذری ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقـــت دم نزنم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 20:24 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ارحم الراحمین سلام علیکم. در شهر مدینه غوغاست خون بر دل آل طاهاست در مرگ امام صادق از گریه قیامت برپاست شیعه بی قرآن ناطق گشته است جسمِ صادق چون شقایق گشته است فرازی از وصایای امام(ع):...و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پيوسته که بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است که براساس يقين نباشد. و بدان که هيچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غيبت ايشان نيست. و هيچ زندگى اى گواراتر از خوش اخلاقى و هيچ مالى سودمندتر از قناعت به کفاف، و هيچ جهلى مضرتر از عجب و خودپسندى نمىباشدانشاالله رهروانی صادق و شایسته برای اهل بیت(ع) باشیم. بامید اینکه عنقریب باهم در مقابل حرم مطهرش بزیارت نائل شویم.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:26 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حمید ... راه مستقیم بود و من روان! در سوئی مهر بود و در حال غروب و در سوئی دگر ماه بود و در حال طلوع! ماه در مسیر مهر و رافت بود و مهر در خلاف حال! راه ماه گرفتم و بر سبیل بودم! رسیدم بر آنچه باید میبودم. انشاالله خواهم رسید بر آنچه که باید باشم! بسیاری موارد عشق نهی میکند از آنچه عقل بدان امر میکند!!!. نه! شاید اشکال در تلفیق ماست!. صراطمان اشکال دارد و گرنه عقل و عشق همانند جوهرهء تکلیفمان به آمیزش دنیا و آخرت است!!! . ... سلام علیکم.انشاالله همیشهء ایامتان بخیر و نیکی باد.متن بالا تجسم واقعیتیست که برایم رقم خورده بود!!!...بدلیل مشغلهء زیاد فعلا شرمندهء دوستان بسیار محترم هستم.دعایمان کنید. حتما میدانید که نعمت آشنائی با شما برایم بسیار ارزشمند است و حتما در لحظات بابرکت زندگیم یاد شما بخش جدا نشدنی آن است!!!. ... کجاست آنکه ابهامات را پایان دهد و حق را آشکار کند و خوبیها را حاکم ! کجاست از بین برندهء ظلم و ستم و غیبت و حسد و... کجاست جامع تقوا و باب الهی و وجه خدا و عزت دهندهء مومنان کجاست حلقهء اتصال زمین و آسمان ... که این چهره های زرد و خشکیده و خسته از نفس و شیطان را زنده کند و دمی مسیحائی بر آنان بوزاند. چقدر معطر و زیباست وجودهائی که در این صبح آدینه با تمام وجود حضرتش را استمداد میکنند ! اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:13 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا رب العالمین
سلام علیکم بار گاه امام رئوف از سر منت و التفات وجود مهربانش نصیب این روسیاه گردیده... حیران در حیرانم و لرزان در دوران!!!...کمکمان کنید. انشاالله همگی عاقبت بخیر باشید و ... یا حق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 21:38 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سلام علیکم عزیزان ایمانی و همنوعان انسانی! باز هم از دل بر آمده ها را برایتان خواهم نوشت!،به همان صداقتی که بود !،شاهدان آن شهدا بودند و از این به بعد نیز هستند و هستید و...!!! ...و شاهد اصلی که عالم در محضر اوست ! بدلایلی مخفی و متاثر از شبهای قدر و هفتهء دفاع و انشاالله تکلیف ،بیشتر در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی خواهم نوشت!،البته شروع تیترش با من و آنالیز و کاربردی کردن و ...با اسکالپل بدستان تیز بین !!!و دلدادگانی والح بر حق مثل شما . انشاالله شرط صداقت و صراحت و رعایت تکلیف همیشه روح اعمال و رفتار همهء ما خواهد بود. سعی در کسب رضایت و سربازی مهدی آل محمد (عج) طریق ماست! گاهی خیالها میاید که...تکلیف است تکلیف!!!.التماس دعا.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 22:30 توسط بازمانده
|
|
||