تبليغاتX
همه چیزاز خدا و برای خدا
تلاش در جهت کمالات شخصی و اجتماعی
یا حی یا قیوم

سلام علیکم،

راستی که هم بتعداد انسانها بخدا راه هست و هم هر انسانی از بعدی جلوه ای از کمالات الهی!!!،این خانم دختر تقریبا ۳۰ سالهء محجبه ای هستند که تمام مصائب روزگار رو با خنده و توکل بخدا و سهل انگاری حل میکنند!!!،مشکلات خواهر و برادر و حتی تعدادی از دوستان بعهدهء ایشونه،پاهای پدر و مادر هر دو قطعه،خودشون مجرد و تنها فرزند  مونده نزد پدر و مادرند،شب و روز به این پدر و مادر سرطانی میرسند و البته به مشکلات خیلیهای دیگر و پاسخشون به همهء مصائب و درد و بلاهای روزگار تبسم و خنده است،واقعا دریائی از صبر و تسلیم و توکل.

خداوند از ماندهء عمرشون بهترین بهره ها رو  عطا  کند.

شاید که نه، حتما اگر بخشی از این مشکلات به خیلی از مدعیا برخورد کنه همه چیز رو منکر میشن!!!،

 

من به اون دسته از بندگان خدا که صبر و تحمل  دارن و در برابر مشکلات کم نمیارن خیلی ارادت دارم.این خصلت را هر کسی لیاقت داشتن ندارد!!!...

قرآن کریم میفرماید:استعینو بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الا علی الخاشعین( از صبر و نماز مدد بگیرید و البته این کار سنگین است مگر بر بندگان خاشع).آه که این خشوع چه ثروت بی مانندیست.

عوض همهء اعمال ما در قیامتیست که بسیار نزدیک است،خیلی نزدیک.فکر میکنید در اونجا بتونیم از روی همین دوستی وبلاگی همدیگه رو بشناسیم؟من نظرم مثبته!!!، حداقل از عطر عالی ناشی از این دلهای حق جو و دردمند و خیرخواه و مطالب پر از معرفت و معنویت شما حتما شما رو خواهم شناخت!!!،گرچه اضطراب  مخفی کردن پروندهء سیاه زندگی بی شوخی  عین فرفره بدور خود خواهد پیچاند.شاید  که دعای خوبان تغییر ی دهد و...

امید ما به پیامبر و آل پاک اوست.سلام و صلوات الهی بر آنان باد.بر شما هم که پیروان صادق آنانید.یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 11:8  توسط بازمانده  | 

بسم الله الهادی                                سلام بر مولا

سلام علیکم.عصر جمعه و آستانهء نیمهء شعبان،سالروز ولادت عصارهء تمام خوبان

هر چند امام زمان (ع) غايب از انظار است و اين غيبت موجب محروم شدن امّت از قسمتى از بركات وجود آن حضرت است كه متوقف بر ظهور است، ولى قسمتى از فيوضات وابسته به ظهور نيست.
او همچون آفتابى است كه ابر غيبت نمى‏تواند مانع تأثير اشعه وجود او در قلوب پاكيزه شود، مانند اشعه خورشيد كه در اعماق زمين جواهر نفيسه را مى‏پروراند، و حجاب ضخيم سنگ و خاك مانع استفاده آن گوهر از آفتاب نمى‏شود.
همچنين استفاده از واسطه فيض خدا كه اسم اعظم و مثل اعلاى اوست به دو طريق است:

اوّل: به تزكيه فكرى و خلقى و عملى

دوم: به انقطاع از اسباب مادّى و اضطرار. از اين طريق بسيار كسانى كه بيچاره شدند، و كارد به استخوان آنها رسيد، و به آن حضرت استغاثه كردند و نتيجه گرفتند.
به قصور و تقصير نسبت به ساحت قدس آن حضرت اعتراف مى‏كنيم. او كسى است كه خدا به او نور خود را، و به وجود او كلمه خود را تمام كرده است. او كسى است كه كمال دين به امامت و كمال امامت به اوست.
خداوند متعال در قرآن مى‏فرمايد: اوست كه خورشيد را روشنايى و ماه را نور قرار داده است(3) ، و در وجود حضرت مهدى (ع) خورشيد و ماه هر دو جمعند، و چه بسيار تفاوت است بين خورشيد آسمان دنيا و ماه آن، و بين خورشيد آسمان ملاءِ اعلى و ماه آن.

تفاوت اين است: خورشيد و ماه، روشنايى و نور است، ولى حضرت مهدى (ع) نور فروزان خداوند است، روشنايى پرتوافكن خداوند است، و تأويل آيه شريفه و أشرقت الأرض بنور ربّها ظهور آن حضرت(4) است.
اگر ديده تاب ديدن آفتاب آسمان را كه به فرمان خدا روشن است، ندارد چگونه بينش انسان مى‏تواند حقيقت خورشيد وجود را كه به نور خدا منوّر است، ادراك كند؟! آرى قلم از شرح توانايى سيف اللهى كه مظهر قدرت لايزال است عاجز، و زبان از بيان دانايى انسانى كه نوراللَّه هميشه روشن است، الكن است.

راستی  چند بار بی واسطه و خیلی صمیمی با آقا درد دل داشته ایم؟خیلیهامون گاهی تو غم و غصه های بزرگ به اقا متوسل میشیم.آیا این حق مطلبه؟

آن بزرگوار والاترین انسانها و هادی و رهبر همهء ماست. اقل وظیفه و عقلانیت و شان ما  مدام بر در کرم ایشون بودنه، انجام دقیق دستوراتشونه،

اینکه هر روز سلام اول را به ایشون بدیم،

اینکه هم در شادی و هم در غم و در هر حال به ایشون متوسل بشیم،

اینکه بفهمیم و درک کنیم که وجود مقدسشون نظاره گر ماست،

اینکه بدانیم عشق به ایشون عشق به همهء انبیا و خوبیها و خوبان است،

اینکه اگر واقعا امام زمانی باشیم :

حتما و هرگز گناهی ازمون سر نمیزنه،  اگر سر زد از درون خجالت  و شرم عارض میشه ،نادم و سر افکنده میشیم، توبه میکنیم،

 میشود در شب نیمهء شعبان داشتن ایمان و دوری از گناهان و معرفت حق و اهل بیت رو هدیه و عیدی گرفت!!!،آری میشود.

اگر چه خیلی نالایق ولی بهر حال جیره خوار سفره شیم و حق داریم ازش بخواهیم.کرامت و سعهء صدر و. بزرگواری  ایشان خیلی بالاتر از این حرفاست. شماهائی که دلتون صافه و...ماها رو هم قاطی نجواهاتون بکنید و در فردا شبی با یقین به عنایت آن مهر بی همتا  دعا کنید.

این عید بسیار بزرگ  برمقربان حضرتش و سربازان بی ریایش  و بر همهء عزیزان خصوصا شما دوستان وبلاگی مبارک باد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:30  توسط بازمانده  | 

بسم الله

سلام علیکم بندگان پروردگار،عطر ارواح پاکتون که از نسیم شعبان متبرک واز ندامت و پشیمانی در گناه جلا یافته و از گناه پاک شده موجودات عالم ملکوت را شوکه نموده و باز تفسیر روشنی از فلسفهء آفرینش انسان را...

این حلقه با ظهور عصارهء تمام فضیلتهای عالی انسانی کامل خواهد شد.ظهور مادیشون در نیمهء شعبان است وانشاالله ظهور مجددشون به این زودیها.

...

تا بخود جنبی از این دار فنا خواهی رفت      ور نه خود ساخته ای به آتشی خواهی تفت

یادتونه شعر معروف سعدی:

تو نیکی میکن و در دجله انداز      که ایزد در بیابانت دهد باز

حقیر سراپا تقصیر بر این عقیده ام که در طی زمان ارزشها نیز تکامل مییابند،دوران تکامل عقل بشر و اخرالزمان است.امروزه خیلی از مردم حتی اونائی که ظاهرا دین قرص و محکمی هم ندارند گاهی کارهای ناب ارزشیی انجام میدن که بسیاری از عرفای قدیمی عمرا توفیق آن را نداشته اند!!!.

مثلا  خیلی گمنامانه و بدون هیاهو کمکهای بزرگی به همنوع میکنند و اصلا توقعی ندارند.به عقیدهء مخالف  احترام قائلند،وقتی اشتباه کردند زود عذرخواهی میکنند،وقتی کسی عذر خواست زود قبول میکنند،

عبادتهای معرفت ا للهی رو بیشتر قبول دارند تا عبادتهای زیاد کنندهء قصر و بهشت و...

صلوات بر پیامبر و آل او را به این اعتقاد که آنان قلل رفیع تمام معرفتها و سجایای عالی انسانی هستند میفرستند نه بخاطر افزایش طبقات قصر بهشت و زیاد شدن حورها و...

گریهء بر سیدالشهدا(ع) را بخاطر حد اعلای حریت و دیانت و تقوا و  ایثار و غریبی آن حضرت و عشق به او  و نه بعنوان شسته شدن گناهان و...فرض میدانند.

خلاصه تمام اعمال رو بخاطر دستور پروردگار و اینکه شان انسانی آنها اقتضا دارد انجام میدهند و این عبادت احرار و آزادگان و خواص است!!!

 این شعرسعدی رو باید اصلاحیه زد!!!

تو نیکی میکن و بس کن خیالات                  که این تکلیف باشد بی مبالات

خداوند کریم و حی قادر                              بداد امر به نیکی در حوالات

به شان آدمی احسان عجین است             نه مزد و نه عذاب و نه خیالات!!!

اهل شعر و ادب این افتضاحات شاعرانه رو ببخشند .شعر که نه ولی افاضات مشاعرند  و اگر خارج نشوند ترتیب سلولهای خاکستری بهم میخورد!!!

-  آتشی که در آن خواهیم تفتید(بلا بدور) آتش هجران و نقص و ایراد و واماندگی و حسرت خواهد بود

پس به همان نیت و شان و وظیفه:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 11:55  توسط بازمانده  | 

یا قاضی الحاجات

سلام علیکم.ایام ولادت با سعادت امام حسین(ع)و امام سجاد(ع)وحضرت ابوالفضل(ع) بر  امام عصر(عج) و تمام  اهل ایمان مبارک باد.حقا من خودم در حال و هوائی دیگرم(ریا میخواد باشه یا نباشه!!!،)

امشب که در میکده باز است بیائید     می خوردن مستانه  مجاز است بیائید

عشق و معرفت ائمه  و از جمله این سه بزرگوار در گوشت و روح و جان ما حک شده و ...،مخصوصا که توفیق حضور مدتی در جبهه رو داشته باشی و...،

ترجمهء مناجات شعبانیه رو گذاشتم ،حتما در حال اطمینان و بی دغدغگی این جملات رو با تدبر  بخونیم. خدایا بر نعمت اسلامت با تمام وجود بر تو شاکریم.ما را با عشق و معرفت خود و ائمه(ع) زنده بدار و از دنیا ببر.در این ایام بسیار محتاج دعائیم.یا حق

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعايم را هنگامى كه تو را خوانم و بشنو صدايم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من كن هرگاه با تو راز گويم زيرا من به سوى تو گريختم و پيش رويت ايستادم در حال بيچارگى و فروتنى به درگاهت و اميدوارم ثوابم را كه در پيش تو است و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى و سرانجام كار و سرمنزل من بر تو روشن است و نيز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشايم و آن طلبى را كه مى خواهم به زبان آرم و اميد آن را براى سرانجام كارم دارم ،

 اى آقاى من مقدّرات تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر عمر سر زند چه از كارهاى پنهانم و چه آشكارم و بدست تو است نه به دست ديگرى كم و زياد شدن و سود و زيان من

خدايا اگر توام محروم كنى پس كيست كه روزيم دهد و اگر تو خوارم كنى پس كيست كه ياريم دهد

خدايا پناه برم به تو از خشمت و فرو ريختن عذابت

 خدايا اگر من شايستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شايسته آنى كه از زياده بخششت به من احسان كنى

 خدايا خود را چنان مى نگرم كه گويا در برابرت ايستاده و آن توكل نيكويى كه بر تو دارم بر سر من سايه افكنده و تو نيز آنچه را شايسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خويش پوشانده اى

خدايا اگر بگذرى پس كيست كه از تو بدين كار سزاوارتر باشد و اگر مرگم نزديك شده و عملم مرا به تو نزديك نكرده من به ناچار قرار مى دهم اقرار به گناه را وسيله خويش به درگاهت

 خدايا من بر خويشتن ستم كردم در آن توجهى كه بدان كردم پس واى بر او اگر نيامرزيش

خدايا پيوسته در دوران زندگى نيكى تو بر من مى رسد پس نيكيت را در هنگام مرگ نيز از من مگير

 خدايا من چگونه ماءيوس شوم از اينكه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتى كه در دوران زندگيم جز به نيكى سرپرستيم نكردى

خدايا سرپرستى كن كار مرا چنانچه تو شايسته آنى و توجه كن بر من به فضل خويش كه همچون گنهكارى هستم كه نادانيش سراپا او را فراگرفته

خدايا براستى تو گناهانى را در دنيا بر من پوشاندى كه من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم (در دنيا پوشاندى ) با اينكه آشكارش نكردى براى هيچيك از بندگان شايسته ات اى خدا پس در روز قيامت در برابر ديدگان مردم مرا رسوا مكن

خدايا جود و بخششت آرزويم را گستاخ كرده و گذشت تو برتر است از عمل من

 خدايا مرا در آن روزى كه ميان بندگانت داورى كنى به ديدارت مسرور ساز

 خدايا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى كسى است كه بى نياز نشده از پذيرفتن عذرش پس عذر مرا بپذير اى بزرگوارترين كسى كه گنهكاران به درگاهش معذرت خواهى كنند

خدايا حاجتم را بازمگردان و طمعم را به نوميدى مكشان و اميد و آرزويم را از درگاهت قطع مفرما

 خدايا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائيم نمى كردى و اگر رسوائيم را مى خواستى تندرستيم نمى دادى

خدايا گمان ندارم كه مرا بازگردانى در مورد حاجتى كه عمر خويش را در خواستن آن از تو سپرى كردم

 

خدايا ستايش خاص تو است ستايش ابدى جاويدان هميشگى كه فزون شود ولى كم نگردد بدان نحو كه دوست دارى و خوشنود شوى

 خدايا اگر مرا به جنايتم ماءخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگيرم و اگر به گناهم بگيرى من هم تو را به آمرزشت بگيرم و اگر به دوزخم ببرى بدوزخيان اعلام مى كنم كه من تو را دوست دارم

خدايا اگر عمل من در جنب اطاعت تو كوچك است ولى آرزويم در كنار اميد تو بزرگ است

خدايا چگونه من از پيش تو محروم برگردم با اينكه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم كه مرا مورد رحمت خويش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند

 خدايا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى كردم و جوانيم را در مستى دورى از تو از بين بردم و از اينرو خدايا بيدار نشدم در آن روزگارى كه به كرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمايل گشته بودم

 خدايا من بنده تو و فرزند بنده توام كه در برابرت ايستاده و به وسيله كرم تو به درگاهت توسل جويم

خدايا من بنده اى هستم كه مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بى حيايى خودم در پيش روى تو خود را پاك سازم و از تو گذشت مى خواهم زيرا گذشت وصف شناساى كرم تو است

 خدايا من آن نيرويى كه بتوانم بوسيله آن خود را از نافرمانيت منتقل سازم ندارم مگر در آن وقت كه تو براى دوستيت بيدارم كنى و آن طور كه خواهى باشم پس تو را سپاس گويم كه مرا در كرم خويش داخل كردى و دلم را از چركيهاى بى خبرى و غفلت از خويش پاكيزه ساختى

خدايا به من بنگر نگريستن كسى كه او را خوانده اى و او پاسخت داده و به يارى خويش به كارش واداشته اى و فرمانبريت كرده اى نزديكى كه دور نگردى از آن كس كه بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى كه بخل نورزد از آنكس كه اميد نيكيش دارد

خدايا دلى به من بده كه اشتياقش به تو موجب نزديكيش به تو گردد و زبانى كه صدق گفتارش بسوى تو بالا آيد و نظر حقيقت بينى كه همان حقيقتش او را به تو نزديك گرداند

خدايا كسى كه بوسيله تو شناخته شد گمنام نيست و كسى كه به تو پناهنده شد خوار نيست و كسى كه تو بسويش رو كنى بنده ديگرى نخواهد بود

خدايا براستى هركس به تو راه جويد راهش روشن است و هر كه به تو پناه جويد پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام پس گمانى را كه به رحمتت دارم نوميد مكن و از مهر خويش منعم مكن

خدايا جاى مرا در ميان دوستدارانت جاى آن دسته از ايشان قرار ده كه اميد افزايش دوستيت را دارند

خدايا در دلم انداز شيدايى و شيفتگى ذكر خود را پياپى و همتم را در نشاط فيروز شدن اسمائت و محل قدست قرار ده

خدايا به حق خودت بر خودت سوگند كه مرا به محل فرمانبرداريت و جايگاه شايسته اى از مقام خوشنوديت برسانى زيرا كه من قادر بر دفع چيزى از خود نيستم و مالك سودى هم برايش نيستم

خدايا من بنده ناتوان گنهكار تو و مملوك زارى و توبه كننده به درگاهت هستم پس مرا در زمره كسانى كه روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده

خدايا بريدن كاملى از خلق بسوى خود به من عنايت كن و ديده هاى دلمان را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا ديده هاى دل پرده هاى نور را پاره كند و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آويخته به عزت مقدست گردد

خدايا قرارم ده از كسانى كه او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از اين رو در پنهانى با او به راز گويى پرداختى ولى او آشكارا برايت كار كرد

خدايا به خوش بينى من نااميدى را مسلط مكن و اميدم را كه به كرم نيكويت دارم قطع مكن

خدايا اگر خطاهايم مرا از نظرت انداخته پس بدان اعتماد خوبى كه به تو دارم از من درگذر

خدايا اگر گناهانم بواسطه بزرگواريهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در عوض يقين به بزرگ توجه تو مرا هشيار كرده

خدايا اگر بى خبرى از آماده شدن براى ديدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهايت مرا بيدار كرده

خدايا اگر بزرگ كيفرت مرا به دوزخ مى خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى كند 

خدايا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى كنم و بگرايم و از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا از كسانى قرارم دهى كه پيوسته به ياد تواند و پيمانت را نمى شكنند و از شكر تو غافل نشوند و دستور تو را سبك نشمارند

خدايا برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غير تو روگردان باشم و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى

و درود خدا بر محمد پيامبرش و بر آل پاكش باد و سلام بسيار بر ايشان باد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:37  توسط بازمانده  | 

یا سریع الرضا

سلام علیکم

آخرین شبهای ماه رجب است و نیز شب جمعه،

شبهای استغفار

                     دعا

                          توبه

                               بیداری

                                       .......

خدایا بساطمان خالیست  و حالمان بسیار نا میزان و نا موزون!!!،بحق خوبانت خصوصا محمد و آل محمد و امام زمان  و همهء اونائی که در این ماه خوب خودشون رو در دریای رحمت و مغفرت توشستشو دادند همهء ما را ببخش  و بیداری و معرفت و اخلاق نیکو عطا کن و با ظهور مولایمان زندگی ما را معنویتر و مرتبتر بگردان.

تو که احسانت بر بندگان همیشگیست

                                                     و تو که دستانت بر بخشش همیشه باز است

                توئی که همهء خوبیها را آفریدی و     توئی که صاحب اول و آخر مائی

پروردگارا این فرمایش توست،توفیق اینگونه بودن را بر ما بده:من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی . من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته

بحق آل الله هممون رو آدم کن،بحق دلهای شکسته،بحق سابقهء احسانت و...

 

عزیزان  و همنوعان در این شبهای معنی و معرفت خیلی محتاج دعای  شمائیم.یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 21:51  توسط بازمانده  | 

یا ارحم الراحمین

سلام علیکم

بخشی از دعای روز سه شنبه:

خدایا مرا از حزب خودت قرار بده که رستگارانند

           پروردگارا مرا از لشگر خودت قرار بده که پیروزند

                 الهی مرا از دوستان خودت قرار بده که در آنان نه ترسی است و نه اندوهی 

گاهی که خستگی و واماندگی از امور حادث شود یاد این جملهء مرحوم امام خمینی میافتم که در پاسخ استعفای فرمانده سپاه فرمودند:

اگر تمام دنیا را بگردید خسته تر از من پیدا نمکنید ،ولی این تکلیف است ...

راستی عید بسیار مغتنم و مبارک  برانگیخته شدن حضرت محمد(ص) به پیامبری  بر همتون مبارکتر باد.گلچین  و عصارهء فرمایشات نبی گرام این است که:

بعثت لاتمم مکارم الاخلاق(من برای تکمیل   کرامتهای اخلاقی مبعوث شده ام)

... و بر من و تو مسلمان تکلیف است که همت اصلی خود را در هر چه بیشتر متخلق شدن خود به اخلاق نبوی قرار دهیم و بیدار شویم قبل از اینکه بیداری تحمیلی بسراغمان آید.

انشاالله از پایداران  و راست قامتان و مودبان  و خوبان  روزگار باشیم.یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 7:44  توسط بازمانده  | 

 یا ذوالجلال والاکرام

سلام عزیزان

سالروز شهادت آقا امام موسی بن جعفر(ع) بر محضر امام عصر(عج) و تمام شیعیان و شما دوستان وبلاگی تسلیت باد.

 شخصى به نام مرازم گويد:
روزى جهت زيارت و ملاقات امام موسى كاظم عليه السلام به سوى مدينه طيّبه حركت كردم و در مسافرخانه اى منزل گرفتم ، در اين ميان چشمم به زنى افتاد كه مرا جلب توجّه نمود، خواستم با او رابطه زناشوئى برقرار كنم ؛ ولى او نپذيرفت كه با من ازدواج نمايد.
سپس به دنبال كار خويش رفتم ؛ و چون شب فرا رسيد به مسافرخانه بازگشتم و دقّ الباب كردم ، پس از لحظه اى همان زن درب را گشود و من سريع دست خود را بر سينه اش نهادم ؛ ولى او با سرعت از من دور شد.فرداى آن شب ، چون بر مولايم امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى مرازم ! كسى كه در خلوت خلافى مرتكب شود و تقواى الهى نداشته باشد، شيعه و دوست ما نيست

امام (ع) فرمدو: الا يمانُ فَوْقَ الاْ سْلامِ بِدَرَجَةٍ، وَالتَّقْوى فَوْقَ الا يمانِ بِدَرَجَةٍ، وَ الْيَقينُ فَوْقَ التَّقْوى بِدَرَجَةٍ، وَ ما قُسِّمَ فِى النّاسِ شَيْي ءٌ اءقَلُّ مِنَ الْيَقينِ. فرمود: ايمان ، يك درجه از اسلام بالاتر است ؛ تقوى نيز، يك درجه از ايمان بالاتر؛ يقين ، يك درجه از تقوى بالاتر و برتر مى باشد و درجه اى كمتر از مرحله يقين در بين مردم ثمره بخش نخواهد بود

هفتم امام شيعيان ، موسى بن جعفر          زندانى آل نبىّ، سبط پيمبر

در كنج زندان ، با حىّ سبحان                ناليد و هر دم ، گفتا به افغان
إ نّا فتحنا لك فتحاً مبينا

خداوند همهء ما را از ارادتمندان واقعی ائمهء اطهار(ع) قرار دهد.یا حق


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 21:56  توسط بازمانده  | 

 

بسم رب المهدی(عج)

سلام علیکم،

عصر  و شامگاه جمعه است،شرح زندگانی عالم بزرگ  مرحوم ملا محسن فیض کاشانی از علما و عرفای قرن ۱۱ هجری را میخواندم و ارادت خاص ایشان به امام عصر(عج) را،این لحظات حسب روایات اعمال ما بمحضر امام عصر(ع) ارائه میشود.در خبر است وقتی کارنامهء هفتگی ما روشن باشد لبخند رضایت بر صورت بی مثال حضرت هویدا میشود و وقتی این پرونده هامون مشکل دارد آقا ناراحت میشوند.

گاهی بسیار مغتنم است که در این شبهای ماه رجب و عصر جمعه همهء ما با این شعر فیض همنوا شویم و انشاالله دل آقامون رو شاد کنیم،شاید توفیقی در دوری گرفتن از گناه و تقرب بیشتر بمحضر مولا نصیبمان شد.

شک نکنید نیت هر جاست مقصد هم همانجاست!!!،با هر چه عشق داری و نیاز،این اشعار را زمزمه کن.مخلص همهء شما سربازان امام زمان(عج) هستیم.یا حق

اماما از فراقت شد هزاران رخنه در دينم                           بيا يك بار ديگر كن ز نو اسلام تلقينم

به آن مستظهرم جانا كه دل ماواى تو گردد                       مرا روزى مباد آن دم كه بى ياد تو بنشينم
 
شب رحلت هم از بستر روم تا قصر حورالعين                     اگر در صبح جان دادن تو باشى شمع بالينم

از آن ترسم من بى دل كه پيش از روز وصل تو                   به تلخى ناگهان از تن بر آيد جان شيرينم
 
جهان فانى و باقى فداى آل پيغمبر                               طفيل نور ايشان است هر چيزى كه مى بينم

امام عصر(عج):..و ما بر احوال شیعیان خود آگاهیم و بر آنان نظر داریم(نقل بمضمون)...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 22:3  توسط بازمانده  | 

   یا ارحم الراحمین

سلام علیکم.

این هم ذهن بافته هائیست که بداهه گوئی کردم و انگیزهء این نوشتار شعری در وبلاگ اصلاحات بود!!!،تحفهء درویش است و خجالتی از بضاعت اندک نیست،قبول دوستان بزرگ است و کرمشان.انشاالله همیشهء روزگار بر خوان کرم پروردگار قدردان باشیم.یا حق

یه وقتی  من چشامو بسته بودم               از خستگی  بس دلشکسته بودم
 یه هو تلنگری بهم  وصول  شد                 عشق و دلم رو عالمی دگر برد
 گفتم بخود انگاری مردی نادر                    داری حساب میدی به رب قادر
برام مجسم شده بود این جوری                که  از همه خویش و داراءیت دوری
 فقط توئی با هر چه دنیا کردی                  هر خوبی یا بدی  و کوفت و دردی
ندا اومد  حسابرو خود کرده ای؟                بگو چه ها برا خود آورده ای
نمازاتو،خوبیاتو،اخلاق و ایمانت رو               به این کارا چند بدم نمره ا ت  رو
 بعدش میریم سراغ تیره گیهات!               زشتی و بی کفایتیت ،بدیهات!
کوتاهیات در انجام واجبات!!!                      گستاخیات در عمل حرامات
اینور و انور رو نگاهی کردم                        یاد پدر ،مادر وغیره کردم...  

(آهای شاعر واستا  ،وقت نمازه                 وقت ادب به باب بینیازه۱

باید نماز بخونی و برگردی                         ادامهء این اشعار  باب رازه)

خوندم نماز رو اومدم دوباره                        تا این عمل نباشه پاره پاره!!!۲

 نبود،ندیدم،نمیشد اینجوری                      هر شبحی  دنبال یک رهبری

غبار و خاک و دلهره و سردی                   هر کسی از اون یکی بر میگرده

نه همسایه،دوست و رفیق و همسر               پدر ،مادر یا خواهر و برادر

اینجا فقط یکی باهات سایه بود                  عمل پی ت دربدر را فتاده بود

 یادم اومد  سرودهء مرضیه                     اینکه خدا خیلی نصیحت کرده۳
حجت او برای من تمومه                         بهتر کار اینکه بشی دیوونه:
 جرات هیچ صحبتی رو نداشتم                  میدونستم شرمنده از الستم
با لرزش و بیم و سر افکندگی                    در دل خود کردم یه بالندگی:
 کریم مطلق آره من یه پستم                       وابستهء مطلق  جهل و نفسم
هر  چی بگی بدی  و سستی کردم               از خوبیها و  خوبا   دوری کردم
 عمر خودم تلف کردم به واهه                   آخر هر غیر خدا تباهه
 شرمنده ام شرمنده ام شرمنده                    ولی فقط تورو  بودم یه بنده

هر چه گناهی که بتو کرده ام                    از سر جهل است ،خدا چاکرم

فقط یه چیز،سوز دلم میدونی                      سوخته بر همهء اهل کرم

به هر کی مومن و هواخواه توست                 این دل من مرد و خاطرخواه اوست

ببخش منو بحق هر کی مرده                      دین داره و همیشه اهل درده

یه وقت دیدم ،آره دید م با چشمام                 که من درون جمع خوبام!!!

هر چی عزیز و خوب و پاکن                   دور و برم  واستادن و صفا کن

نورای بیش از هم و هم چه بسیار               پاکای پاک، منتخب  در انظار 

نور اونا چشما رو خیره کرده                   صحرای محشر رو هویدا کرده

من چی بگم ؟نور حسین و زهرا               پیامبر و علی و موسی ،عیسی 

حسن و جعفر وهمینطوریها                     سلسله کهکشان بی انتها

اونجا شهیدان و فقیهان بودند                  انسانای خوش خلق و مومن بودند

وبلاگیای پاک و دلسپرده                       بصف به کوی حضرت حق بودند

خلاصه جمع خوبان همه در یک قطار        کشیده از اینور محشر به  کار

سفارشی بر حضرت حق دادند                  منو میان نورخود جا دادند 

عجب دلی،عجب شان و جلالی                تو دنیااینها که چه گمنام بودند!!!

خلاصه دلسوختگی کار خود کرد                از میون مصیبتا آزاد  کرد

...

دوست عزیز اگه تو  هم زنده ای           مردی اگه قبل مردن، زنده ای

فردا دیگه دست منو تو  کوتاست         باید بشیم با خدا همه روراست

تا که ببخشد زکرم نقص ما               تا که شود خوب سر انجام ما

پی نوشتها:

۱ـ وقت نماز ظهر شد  و باید میرفتم اول وقت بخونم

۲ـ بشدت معتقدم حداقل وظیفهء بندگی و قدر شناسی این است  که  نماز را باید اول وقت بخوانیم.هر کاری که در وقت نماز انجام شود ناقص خواهد بود

۳ـ  مدیر محترم وبلاگ اصلاح طلب که این شعر مانند رو  در اقتباس اشعار ایشون نوشتم

در این ایام مبارک ماه رجب همدیگه رو از دعای خیر بی نصیب نکنیم.یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:58  توسط بازمانده  |