|
|
|
|
|
ای که فضل و احسانت بر بندگان دائمیست،... سلام عزیزان ،شب جمعه شب شستن گناهان و پناه آوردن به دریای بی انتهای رحمت پروردگار مهربان است. شبی که درهای رحمت خدا باز است، شبی که ندای کمیل علی(ع) هر بی عاطفه و سست و رخوت داری را بیدار میکند، شبی که همه جا نور است، شبی که...، بهتر از همه آن دیدم که دل خود را با آخرین دست نوشتهء شهید چمران در این شب شهادتش همنوا کنیم . شاید برکت محبت و دوست داشتن این اسوه های درد و استقامت ماها را هم متبرک کند. اگر منقلب شدید همه رو دعا کنید.در این وانفسای نگه داشتن دین و ایمان بیش از همه به شستن گناهان و قبولاندن خود به درگاه بی همتای مهربانترین نیازمندیم.این بهترین لذتها و بهترین تفریحات و رمز و راه آدم شدن و تکامل است.یا حق بسم الله الرحمن الرحيم من اعتقاد دارم كه خداى بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجى كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مى دهد، و ارزش هر انسانى به اندازه درد و رنجى است كه در اين راه تحمل كرده است، و مى بينيم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگى خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند. على بزرگ را بنگريد كه خداى درد است كه گويى بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين را نظاره كنيد كه در دريايى از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبرى را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است. درد دل آدمى را بيدار مى كند، روح را صفا مى دهد، غرور و خودخواهى را نابود مى كند. نخوت و فراموشى را از بين مى برد، انسان را متوجه وجود خود مى كند. انسان گاه گاهى خود را فراموش مى كند، فراموش مى كند كه بدن دارد، بدنى ضعيف و ناتوان كه، در مقابل عالم و زمان كوچك و ناچيز و آسيب پذير است، فراموش مى كند كه هميشگى نيست، و چند صباحى بيشتر نمى پايد، فراموش مى كند كه جسم مادى او نمى تواند با روح او هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و غرور و قدرت مى كند، سرمست پيروزى و اوج آمال و آرزوهاى دور و دراز خود، بى خبر از حقيقت تلخ و واقعيت هاى عينى وجود، به پيش مى تازد و از هيچ ظلم و ستم روگردان نمى شود. اما درد آدمى را به خود مى آورد، حقيقت وجود او را به آدمى مى فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مى كند و دست از غرور كبريايى برمى دارد، و معنى خودخواهى و مصلحت طلبى و غرور را مى فهمد و آن را توجه نمى كند. خدايا تو را شكر مى كنم كه با فقر آشنايم كردى تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونى نيازمندان را درك كنم. خدايا هدايتم كن زيرا مى دانم كه گمراهى چه بلاى خطرناكى است. خدايا هدايتم كن كه ظلم نكنم زيرا مى دانم ظلم چه گناه نابخشودنى است. خدايا ارشادم كن كه بى انصافى نكنم زيرا كسى كه انصاف ندارد، شرف ندارد. خدايا راهنمايم باش تا حق كسى را ضايع نكنم كه بى احترامى به يك انسان همانا كيفر خداى بزرگ است. خدايا مرا از بلاى غرور وخودخواهى نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباى تو را مشاهده كنم. خدايا پستى دنيا و ناپايدارى روزگار را هميشه در نظرم جلوه گر ساز تا فريب زرق وبرق عالم خاكى مرا از ياد تو دور نكند. خدايا من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم،پر كاهى در مقابل طوفان ها هستم. به من ديده عبرت بين ده تا ناچيزى خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستى بفهمم و بدرستى تسبيح كنم. اى حيات با تو وداع مى كنم با همه زيبايى هايت، با همه مظاهر جلال و جبروت، با همه كوه ها و آسمان ها و دريا ها و صحراها، با همه وجود وداع مى كنم. با قلبى سوزان و غم آلود به سوى خداى خود مى روم و از همه چيز چشم مى پوشم. اى پاهاى من، مى دانم شما چابكيد، مى دانم كه در همه مسابقه ها گوى سبقت از رقيبان ربوده ايد، مى دانم فداكاريد، مى دانم كه به فرمان من مشتاقانه به سوى شهادت صاعقه وار به حركت در مى آييد، اما من آرزويى بزرگتر دارم، من مى خواهم كه شما به بلندى طبع بلندم، به حركت درآييد، به قدرت اراده آهنينم محكم باشيد، به سرعت تصميمات و طرحهايم سريع باشيد. اين پيكر كوچك ولى سنگين از آرزو ها و نقشه ها و اميد ها و مسئوليت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانيد. اى پاهاى من در اين لحظات آخر عمر آبروى مرا حفظ كنيد. شما سالهاى دراز به من خدمت كرده ايد، از شما مى خواهم كه در اين آخرين لحظه نيز وظيفه خود را به بهترين وجه ادا كنيد. اى پاهاى من سريع وتوانا باشيد، اى دست هاى من قوى ودقيق باشيد، اى چشمان من تيزبين و هوشيار باشيد، اى قلب من، اين لحظات آخرين را تحمل كن، اى نفس، مرا ضعيف و ذليل مگذار، چند لحظه بيشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش. به شما قول مى دهم كه چند لحظه ديگر همه شما در استراحتى عميق وابدى آرامش خود را براى هميشه بيابيد و تلافى اين عمر خسته كننده واين لحظات سخت و سنگين را دريافت كنيد. چند لحظه ديگر به آرامش خواهيد رسيد، آرامشى ابدى. ديگر شما را زحمت نخواهم داد. ديگر شب و روز استثمارتان نخواهم كرد. ديگر فشار عالم و شكنجه روزگار را بر شما تحميل نخواهم كرد. ديگر به شما بى خوابى نخواهم داد و شما ديگر از خستگى فرياد نخواهيد كرد. از درد و شكنجه ضجه نخواهيد زد. از گرسنگى و گرما و سرما شكوه نخواهيد كرد. و براى هميشه در بستر نرم خاك، آرام و آسوده خواهيد بود. اما اين لحظات حساس، لحظات وداع با زندگى و عالم، لحظات لقاى پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ بايد زيبا باشد. خدايا! وجودم اشك شده، همه وجودم از اشك مى جوشد، مى لرزد، مى سوزد و خاكستر مى شود. اشك شده ام و ديگر هيچ، به من اجازه بده تا در جوارت قربانى شوم و بر خاك ريخته شوم و از وجود اشكم غنچه اى بشكفد كه نسيم عشق و عرفان و فداكارى از آن سرچشمه بگيرد. خدايا تو را شكر مى كنم كه باب شهادت را به روى بندگان خالصت گشوده اى تا هنگامى كه همه راه ها بسته است و هيچ راهى جز ذلت و خفت و نكبت باقى نمانده است مسح توان دست به اين باب شهادت زد و پيروزمند و پر افتخار به وصل خدايى رسيد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 22:6 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:29 توسط بازمانده
|
|
||||||||||||
|
|
|
|
|
یا رب العالمین
سلام علیکم، ...و من در این فکرم که اگر در همین لحظهء تایپ مامور خدا سر رسید که :"بساط رو جمع کن بریم،عمرت سر اومد!!!"آمادگیش رو دارم یا نه!!! همهء ما در هر سن و سالی باید و باید آمادهء رفتن باشیم،پیر و جوون و دارا و ندار و قوی و ضعیف فرقی نمیکنه!!!.این روالیست که هزاران سال است ادامه دارد... همهء ما مسافریم و دنیا گذرگاهی موقت،آدم عاقل گذرگاه را برای مقصد خود استفاده میکند ،باید بجنبیم... این آمادگی جز با نظم و انضباط دقیق و دقت در کارها هرگز میسر نخواهد شد.خیلی محتاج دعای خوبانم،از خدا بخواهید به من هم این توفیق رو بده،خیلی قاراشمیشم. اصلا سر و راز نجات یافتن اینه که خوب درک کنیم که:"همه رفتنی هستیم همه"،انا لله و انا الیه راجعون.ما از خدائیم و بسوی او باز میگردیم.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 9:56 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام علیکم،حالتون چطوره دوستان؟خوبید؟... منظورم از اون احوالپرسیهای قدیمی خودمون تو جبهه ها بود!!!،یعنی : توفیق نماز اول وقت و شب رو که از دست ندادید؟ آلودهء شرک و ریا که نیستید؟ بطور کامل همهء امور رو بخدا که سپردید؟ هر روزتون از نظر تکامل اخلاقی و خود سازی بهتر از دیروز که هست؟ مدام در حال دریدن حجابهای مختلف نفس و شیطان که هستید؟ یعنی انشاالله یک بندهء تمام عیار خدا و وارستهء از دنیا و فانی فی الله !!!،یعنی بودن در بطن دنیا با تمام نظم و انضباط و دقت و طمانینه و زهد و دانائی و عبودیت مطلق!!!، وظیفهء همهء ما پاک زیستن تا دم آخر حیات است،این یعنی همه چیز،... نقل است که روزی ابوسعید ابوالخیر به منبر رفت و جماعت خیلی زیادی در مسجد بودند و جا تنگ،یکی از عقب گقت:درود خدا بر کسی که صلواتی فرستد و قدمی پیش رود. همینکه همه جلو کشیدند و ساکت شدند،ابو سعید گفت:سخن همان بود که این مرد گفت!!!.سپس منبر را ترک کرد آری ،درود خدا بر همهء کسانی که با یاد او قدم پیش گذارند و مستقیم تا اخر خط!!! و در همهء جهات!!!. آری عشق را با نام علی (ع) آغاز کردیم و باید تا دم آخر در این عشق سوخت!!!،مانند خود علی (ع) مانند زهرا(س) مانند امام حسین(ع)و ...،مانند رزمنده هامون و شهدامون،مانند عاشق تمام عیار مولانا بقیه الله الاعظم(عج)،و تمام اونائی که زندگی رو با دیانت و پاکی طی میکنند از جمله شما خوبان بی قرار !!!،شکی نیست که هرکسی به اندازهء استعداد و توان خودش!!!،دلتان شاد و قدمهایتان استوار. این جملات رو اول برای خودم مینویسم،ولی بازم این دل زنگار گرفته تاثیر پذیریش خیلی کمه،شما خوبان دعامون کنید،شاید که آدم شدیم و...یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 11:4 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ارحم الراحمین
سلام علیکم.سالروز شهادت حضرت صدیقهء کبری فاطمهء زهرا(س) و نیز شهدای ۱۵ خرداد و امام خمینی بر عموم دوستان تسلیت باد. توفیقی اجباری شده تا در معیت جوانان بلند همت و بزرگوار عازم مرقد امام خمینی و حضرت معصومه(ع) بشم.بودن در ایام شهادت زهرای اطهر در حرم دخترشون حسنی مضاعفه و نیز یاد کردن شهدای ۱۵ خرداد در قم،بودن در حرم امام خمینی در سالگرد رحلتشون هم عالیست!!!، هم وظیفه است و هم معنویت .حتما اگر شرایط اقتضا میکرد و فرصت بود با پای پیاده و ز پای فتاده سرنگون میرفتم،امام همه چیز ما بود و عشق به او عشق به همهء خوبیها، در صبح روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ ساعت ۶.۵ بطرف دانشگاه شهید بهشتی حرکت کردم ساعت ۷.۱۵ در دانشگاه بودم،خیلی خلوت بود نزدیکیای ساعت ۸ سرایدار ساختمان با صدای بلند گریه میکرد بجز من دو سه نفری بودند متوجه شدیم امام فوت کرده اند.به خانه برگشتم و دور از چشم خانواده یک گریهء مفصلی کردم(معمولا با گریه خیلی بیگانه ام!!!)و بعد... امامی که در زمانی که هیچ کشوری قبول نمیکرد فرمود:اگر جائی نباشد بر روی یک قایق و در روی دریاها تکلیف خود را انجام میدهم امامی که وقتی در اوایل جنگ یک خرمشهری نامه ای نوشته و از وی در مورد از بین رفتن زمینهای کشاورزیش در اثر جنگ شاکی شده بود نوشته بود:این شکایت علیه من است به دادگستری بفرستید تا من را بخواهند و من بعنوان متهم از خود دفاع کنم امامی که وقتی فرزندش مصطفی به شهادت رسید کلاس درس را تعطیل نکرد امامی که وقتی صحبت از جنگ و تجزیهء ایران شده بود پنجهء خود را روی نقشهء ایران گذاشته بود و گفته بود تا من هستم اجازه نمیدهمک یک وجب از ایران جدا شود. امامی که وقتی به او گفتند بعد از سالهابه کشور بر میگردی و باید مسیر فرش شود فرمود:طلبه ای از کشور رفته بود و حالا بر میگردد،این کارها چیست امامی که هرگز اجازه نمیداد کسی رو در رو او را تعریف کند امامی که هرگز نماز اول وقت و شب را فراموش نکرد امامی که خود را خادم مردم میدانست امامی که اجازه نداد کسی از اطرافیانش باعتبار او وارد عرصهء حاکمیتی شود امامی که وقتی یکبار هزینهء منزلش از سی هزار تومان گذشته بود به آقای توسلی اعتراض کرده بود که میخواهی مرا به آتش بیاندازی امامی که تقریبا در تمام عرصه ها بی نظیر بود امامی که با مردم خود صریحترین بود امامی که در اعتماد به مردم خود بی نظیر بود امامی که در پاسخ قلب منی خمینی مردم در پشت بیمارستان قلب و بشارت شهید بهشتی به وجود این مردم فرمود:آقای بهشتی اگر این مردم مرگ بر خمینی هم بگویند بر حال و تکلیف من تاثیری ندارد. امامی که هر کاری را برای خدا و بر اساس تکلیف انجام میداد امامی که راه نجات ما را در وصیتنامهء جامع خود مشروحا نشان داده است براستی که خمینی کلمهء محبوب قرن و عشق به او عشق به همهء خوبیها بود و هست من بدبخت از امام چه میدانم که بگویم،خود این معتمدهای امام(ملت ایران)از همه بهتر او را میشناسند. انشاالله همهء ما در جوار خوبان و وارستگان قرار بگیریم.اگه توفیقی باشه در قم قصد دارم یه روانکاوی از حوزه ها و روحانیت و نگاهی جامعه شناختی داشته باشم.به دوستان روشنفکر و متجددو اصلاح طلب هم این بحث رو خیلی ضروری میدونم!!!،مستحضر هستید که جمع بین تحجر و تجدد و داشتن روشنفکری دینی هم ظریف و هم کاربردی و هم تکلیف است!!!!!!!.دعامون کنید.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:12 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا قاضی الحاجات
سلام علیکم بزرگواران، اگر امام نبود... اگر شهدا نبودند... اگر... چی میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من نظرم اینه که :اصلا هیچی نمیشد و خدا کس دیگری رو لایق این توفیق میکرد!!!!!!!!!!!!!! اگه شهدا نبودند حتما خدا انسانهای دیگری رو لیاقت میداد که شهید بشند!!!!!!!!!!!!!!!!!! دوستان درک حقیقت عالم و ذات امور ارتباط مستقیم با دل آدمی داره،اگر با نگاهی بصیرانه به خلقت نگاه بشه تمام پدیده ها و موجودات در این عالم نقش بازی میکنند و تنها و تنها این موجود دوپاست که در بخشی بسیار کوچک از وجود خود(اختیار و مسئولیت و...)اراده و قدرت تصمیم دارد. در همین لحظه تلفن زنگ زدو چون جائی شام دعوت بودم،گفتند که خیلی دیر کردم و ساعت ده ونیم شبه!!!،همین لحظه فهمیدم که چرا امشب هی احساس میکنم دیرم شده ولی ساعت کامپیوتر نه و نیم شب رو نشون میده. فورا متن رو تا اینجا ذخیره کردم و رفتم ..اینم از ثمرات آپدیت بودن سیستمه!!! که در خود آدم اثر داون دیتی میذاره!!!. و بقیه اش:...وقتی آهی از جنس نیاز وجود داشته باشد مسیحی را جزو اصحاب امام حسین(ع) قرار میدهد و وقتی لقمهء حرام و ریا و کثافت در وجود آدم پر شد ثمرش تیر انداختن و مقابله با امام میشود. هیچ شک نکنید(حتما) دلی که مشتاق حق و عطش عشق حقیقی دارد حتما محب و مرید امام خمینیست و دلی که مشکل دارد با امام مشکل خواهد داشت
آری هر چه هست از ذات باریتعالیست و کفر و ایمان و تلاش ورکود ما هیچ خیر و ضرری جز برای خودمان ندارد. اگه توفیق امر خیر داریم باید حتما متوجه باشیم که از اوست و تواضع و افتادگی شکر آن و اگر دچار کم دینی و لغویم بدانیم که فقط گریبانگیر خودمان است.وقتی دل الهی شد دیگر من معنائی ندارد و همه چیز در مکتب من تبلور پیدا میکند ای پروردگار مهربان ما را همیشه با یاد و نام خودت زنده بدار و با یاد و نام خودت بمیران و با صالحان محشور کن.بهترین صالحان محمد و آل گرامش هستند که درود الهی بر آنان باد..یا حق |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:55 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام علیکم دوستان.در این شب رحمت و معرفت والاترین درودها و اشتیاقات قلبی حقیر را در بودن انسانهائی پاک و خداگونه پذیرا باشید. بدون مبارزه و برخورد با خواهشهای نفسانی خودمون هرگز امکان گسترش جنبهء روحانی فراهم نخواهد شد. راه نور و راه جهالت هر دو در جلو ماست!!!:اگر افتادگی و طلب بود در راه نور و معرفتیم و میبینیم همهء خوبان و خوبیها را. اگر غرور و شهوت بود حیوانیت غالب میشود .آنگاه است که کثیفترین اعمال ممکن از ما سر میزند، خالق من و شما میفرماید: ما راه را به او نشان دادیم،میخواهد کافر و ناسپاس باشد و میخواهد شاکر و قدردان شود عزیز دل و خلیفهء خدا،والله در عالم هیچ خوبی و ثروتی باندازهء تقوا و دوری از گناه و اطاعت خدا ارزش ندارد و هیچ بدبختی و باختی تاسف بارتر از اطاعت نفس و شیطان!!!.شاید من و شما این حقایق رو درک نکنیم ولی ... فقط به برکت صداقت و درستیست که میتوان به حقیقت امور رسید.اگه دل آدم هم منکر باشد ولی صداقت بخرج دهد حتما خدای بزرگ که آفریدگار ما و عالم به تمام درون و بیرون ماست دستمان را میگیرد.در این شب رحمت و لحظات نورانی آمرزیده شدن همدیگر را دعا کنیم،بعضیااسیر شهوت و بعضی اسیر حسد و غرور و حتی انکار و ...هستیم.درد اصلی داشتن مرض روحی و بیدینیست،مرض ندیدن خدا و نفهمیدن قرآن و فاصله داشتن با اولیا خداست،مرض کاهل بودن به نماز است. راستی تصور کنیم همین الان من یا شما عقل کل باشیم.ثروت همهء عالم مال ما باشد،...اگر حقیقتا این توان را نداشته باشیم که فلسفه و ذات خلقت رو بفهمیم ناقصیم یا نه؟، ...این لحظه ها مخصوص درمان دردهای روحی و دینی ماست،همه رو دعا کنید،مطمئن باشید دریای رحمتش بجوش میاد و همه رو درهم میامرزه!!!،این پیش گام خودتون رو هم دعا کنید،این یه روسیاهی مضاعفی داره،هم از آب دور افتاده و هم گستاخیش زیادتره. انشاالله مریدای خوب برای امام زمونمون باشیم.انشاالله معرفت و درکمون زیادتر بشه،انشاالله بجائی برسیم که گناه نکنیم، انشاالله زندگیمون برای خدا و مرگمون برای خدا باشه،انشاالله از خوبان و از جمله شماها جدا نشیم.انشاالله از نمازمون تمام موجودات لخته بزنند!!!،از الله اکبرمون، از ایاک نعبد مون،از نستعین و...،انشاالله اخلاص اخلاص و اخلاص بارمون بشه ... و چقدر مشتاق است خالق ما که در این شبها بدر گاهش رویم و از نقصان و گناه و بدی خود گلایه کنیم و او قبول کند!!! کرم بین و لطف خداوندگار گنه بنده کردست و او شرمسار همهء شما را بسیار دوست دارم.این را خوب میدانید،میدانم،... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 22:40 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الرب محمد و آل محمد (ص)،سلام علیکم،
انشاالله همهء ایامتون روزهائی با خاطره های خوش و بدون حسرت باد.۲۶ سال پیش(۱۳۶۱) در چنین روزی من هم یک پسری ۱۸ ساله بودم و بعنوان یک رزمنده در جبهه مشغول بودم. در شب فتح خرمشهر در جبههء شلمچه و نزدیک خرمشهر بودیم که دشمن خیال میکرد از اونجا حمله میشه و شدیدا ما رو زیر اتش گرفته بود.تقریبا تا ساعات نزدیک صبح دو سه بار حملات شدیدی علیه ما کرد و نزدیک صبح عقب رفت که فردا شبش عملیات ما از خرمشهر شروع شد. گاهی تحلیلها و دیدگاههای جورواجوری که تقریبا خیلیاش هیچ ربطی به اصل قضیه نداره،در مورد اون روزا و رزمنده ها میشه و بر همین اساس و نیز بدلیل اشتیاق بسیار زیاد نسل جوان به درک اون حالات که اتفاقا بسیار بجا و انتخابی عالیست،بر خود وظیفه میدونم مختصری بنویسم. اگرچه در بین رزمنده ها هم همه جوری بود:نق زن،گمنام . سربزیر،ترسو،خیلی شجاع،حتی کاهل به نماز، و البته خیلیشون مقید به نماز شب و افتادگی و با حرص و ولع تمام دنبال خودسازی و تقوا و آدم شدن. دنبال آمار و ارقام و شکل قضیه نمیرم.آنچه بسیار مهم است و اتفاقا آب حیات نسل سوم و اینا هم بشدت تشنه و جویشگر آن،وارستگی کامل و با تمام وجود وقف کشور و اسلام شدن است.یعنی بفهمی اگه با اینحال بمیری مستقیما خدا بهت میگه آفرین،یعنی تمام تکلیف رو انجام دادی،یعنی همهء زندگیت رو برای اسلام خلاصه کردی،یعنی اوج حماسه:هم در دیانت و هم در ملیت. یعنی همهء ما باهم و در کمال اتحاد و در نهایت توان در دفاع از دین خدا و کشور در صف مقدمیم.یعنی کمترین دروغ و ریا و دنیاگرائی در بین ما نیست،یعنی تماما در خدا فنا شده ایم،یعنی شان ما بودن در سختترین مکانهای دفاع از اسلام است،یعنی سرمان برود دینمان و کشورمان نمیرود،یعنی اگر همهء دنیا در مقابل ما بایستند هرگز کم نمیاوریم،... اونموقع من خودم یه نوجوون لاغر اندام بودم ،محصل،کشاورز،پیرمرد،معلم و همه و همه ،در برابری تمام و بدور از هر تبعیضی یک رزمندهء اسلام بودیم. التماس دعا و حلالمون کنید تقریبا بدون استثنا در هر جدائی چه موقت یا دائم ورد زبان بود.هر چه ارزشی که بخوام نام ببرم مطلوب بچه ها بود و اونائی هم که گرفتار بودند میدید دوستان رو به خلوت میکشیدند و خیلی راحت اقرار میکردند: من گرفتارم و بدی کردم منو هم دعا کنید.نمیتونم آدم بشم، بچه هائی که در فاصله ای از سنگر قبرائی کنده بودند و نصف شب میرفتن و تو اون قبرا میخوابیدند و از خود حساب میکشیدند،... غرض اینکه: شما هیچ از اونا کم ندارید این رو خیلی جدی تحویل بگیرید.از اونا کسائی بودند که از جبهه اخراج میشدند(البته الان پستترین انسانهای جامعه اند)همهء عوامل دردرون شماست.اصلش یه دل شکسته و طالب آدم شدن است.خیلی مطمئن میگم حسرت بعضی از شما به دهها ماه جبههء امثال من میارزد.قدر خود رو بدونید.درسته راه حق رفتن سخته و شیاطین و نفس در کمین، ولی تنها چاره و تنها شیرینی واقعی و با ارزش در راه خدا بودن است. این روز رو که روزاستقامت نام گرفته بر تک تک شما بزرگواران دلدادهء اسلام و ایران عزیز صمیمانه تبریک میگم.شرمنده ام که عرضه نداشتم جانم را و اعضایم را بارها و بارها برای اسلام و کشور تقدیم کنم.همه اش مال خداست و من در مدیدریت این داده ها بسیار ناقص و عاجز و روسیاه بودم.خیال نکنید که پیرمردما!!!، بازم تمام هر چه که دست من است فدای اسلام و ایران است، امید که به برکت دوستای همسنگر واصل شده روسیاهیم تا اون دنیا نباشه و ... دمی با تو بودم که جان جهانی بود بهتر از یک عمر زندگانی راستی تصورتون اینه که خیلی قاطی کردم؟ امیدوارم این دیوونگی رو هرگز از دست ندم!!!،عاقل بودم نتونستم کاری بکنم و گرنه با جنون تا هفت آسمان رو طی کرده بودم،وادی اول اروند بود و کانالهای ماهی و میادین مین که دیوونه ها رفتند و ما به حکم عقل ماندیم و ماندیم و میسوزیم بر بی کفایتی و ماندن از معراج،... وقتی سر را به خدا داده باشی هیچ چیز جلودارت نخواهد بود.قبل از فنا فانی شدی،ترس،بمب،کثرت یا قلت،روز یا شب،همه و همه بی تاثیر در طی طریقند!!!.فقط یک چیز:نفس و شیطان که باید محکم ببندی و تا دم آخر قوی و استوار دنبال تواند.شاید (حتما) خیلی از امثال من رو محکم زمین زده اند و یواش یواش اون مردی و شجاعت و دیانت و ایثار یادمون میره.مشکل کشور اینجاست.باید چاره کرد. انشاالله همیشهء ایامتون سرسبز و با استقامت در راه خدای تبارک و تعالی باد.یاد و نام همهء شهدا و امام بزرگوار گرامی باد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .یا حق |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:38 توسط بازمانده
|
|
||