|
|
|
|
|
سلام دوستان، امشب میخوام شما رو یه کم نصیحت کنم!!!البته همه تون میدونید که خیلی دوستتون دارم .دلم میخواد از همین اوایل جوونی همه تون یه قلب مطمئن و پر از آرامش و در مسیر حقیقی انسانیت باشید.بازم میدونید که من حرفای بزرگا رو برا شما میگم و خودم دچار بیشترین گرفتاریهای نفسانی هستم ،شما هم به من توجهی ندارید و به صحبتها توجه میکنید:
اگه میخواهید کلا فنای فی الله بشید و آرامش ویژه پیدا کنید و انسانی باشید که هرکه شما رو دید به یاد ارزشهای الهی و اخلاقی بیافته و حاضر به دل کندن ازتون نباشه ،حتما و حتما یک جلد کتاب سیرهء آفتاب امام خمینی رو که حاوی پندهائی به پسرشون احمد آقاست بگیرید و بخونید .مهمترین علت توصیه اینه که چون از یک عارف تمام عیار و عامل صادر شده دارای تاثیر بسیار زیادی هست.بر من منت بگذارید و بدون دخالت دادن هرگونه سلیقه و نظر و... بخش اول اون رو بخونید.مخصوصا اونائی که دارای ذهنی هستند و نسبت به تمام مسائل حساسیت دارند،این کتاب براشون لازمه! هر کی بخواد آدرس بذاره، من بفرستم!!!مفت و مجانی! چند جمله تبرک از همون کتاب: فرزندم احمد ،جهان چه دائمی باشد یا نه و چه موجودات انتهائی داشته باشند یا نه،همه فقیرندچون هستی آنان از خودشان نیست... اگر به این نیازمندان ندا دهی که: ای موجودات فقیر!چه کسی قادر است رفع احتیاج شما را بکند؟ همه با زبان فطرت گویند:ما محتاجیم به موجودی که خود همانند ما فقیر نباشد... خدا در هر چیز و هر فعل و هر گفتار و کردار صادق است و هر کس این حقیقت را در یابد،به کسی جز او دل نبندد و از کسی جز او حاجت نخواهد.سعی کن در خلوت به این بارقهء الهی فکر کن و به خودت تلقین کن تا به زبان آیدو به غنی مطلق بپیوند تا از غیر او غنی شوی و از او توفیق وصول بخواه تا تو را از همه کس و حتی خودت ببرد و شرف حضور دهد ... پسر عزیزم،او اول و آخر و ظاهر و باطن است... هر ظهوری ظهور اوست و ما خود حجاب خود... غایب نبوده ای که تمنا کنم ترا پنهان نءی ز دیده که پیدا کنم ترا ... دعای مخصوص ۵ شنبه:ای کسی که احسانت بر بندگان دائمیست،ای کسی که دستانت بر بخشش باز است،ای دارای لطفهای مستمرو قدیمی،درود فرست بر محمد و آل بهترین دارندگان سجایای اخلاقی و ببخش بر ما ای صاحب بزرگی ،در این شامگاه. تکرار: شب جمعه شب رحمت است و درهای آسمان باز و فرشته ای ندا میدهد که آیا از اولاد آدم کسی هست که استغفار کند تا آمرزیده شود؟ به دل خود مراجعه کنید و ببینید تفاوت این شب رو با دیگر شبها میفهمید؟بیائید قدر خود دانیم و به نزدیکترین و بهترین دوست خود توجه کنیم و هر چه بودیم همین الان از او طلب بخشش کنیم : الهی ببخش ما را و همهء گناهانمان را. الهی آمین و التماس دعا ای پاکان.یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 20:43 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز سالروز درگذشت!!! مرحوم دکتر شريعتی در سال ۱۳۵۶ بود ،اوئی که با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان نقش بسزائی در روشنفکری و تدین نسل جوان داشت. یادش بخیر ،گاه شمار زندگی و چند جمله از بیاناتش رو پایین میتونید بخونید امروز سالروز انفجار عوامل امریکا در حرم آقا امام رضا در سال ۱۳۷۳ است که به شهادت تعداد زیادی از زوار منجر شد و البته بعدا عامل شناسائی و دستگیر و اعدام شد فردا سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران ، انسانی بسیار آزاده و بزر گوار در سال ۱۳۶۰ در دهلاویه (سوسنگرد) است.هر چه ازآقا مصطفي بگيم كم گفتيم مطلبي در مورد نحوهء شهادتش در پايين مينويسم.بیشتر مطلب در سایتش:www.chamran.org خدا كنه لحظه لحظهء عمر ماها نيز در راه خدا و پر از عشق و عرفان و مردانگي صرف بشه تا برسيم بجائي كه همه چيز براي خدا باشه!!!آري همه چيز براي خدا.روح همه شون شاد ،التماس دعا.ياحق نحوهء شهادت دكترچمران: سخنش تمام شد، با همهءرزمندگان خداحافظي و ديدهبوسي كرد، به همهءسنگرها سركشي نمود و در خط مقدم، در نزديكترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده ميشد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمي قربانيهاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالي مات و مبهوت در انتظار حادثهاي جانكاه بودند كه خمپارهها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكي از خمپارههاي صداميان، يكي از نمونههاي كامل انساني كه مايهءمباهات خداوند است، يكي از شاگردان متواضع علي(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسانهاي عليگونه و يكي از ياران باوفاي امامخميني(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست.تركش خمپارهء دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركشهاي ديگر صورت و سينهء دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهرة ملكوتي و متبسم و در عينحال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخنها داشت، ولي ظاهراً ديگر با كسي سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنياي پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت.در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمكهاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بيجانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه.. تقویم زندگی مرحوم دکتر علی شریعتی: 1312: تولد در روستای کاهک از توابع مزینان 1319:ورود به دبستان (ابن یمین) در مشهد 1325:ورود به دبیرستان (فردوسی) مشهد 1327:عضویت در (کانون نشر حقایق اسلامی) 1329:ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد 1331:اتمام دوره دانشسرا،استخدام در اداره آموزش و پرورش،بنیان گذاری انجمن اسلامی دانش آموزان و دانشجویان 1332:عضویت در نهضت مقاومت مشهد 1333:گرفتن دیپلم کامل ادبی 1334:انتشار کتابهای (ابوذر غفاری)و (تاریخ تکامل فلسفه)،ورود به دانشکده ادبیات مشهد 1336:دستگیری به همراه شانزده نفراز اعضای نهضت مقاومت مشهد 1337:فارغ التحصیلی از دانشکده ادبیات با احزاز رتبه اول، ازدواج 1338:اعزام به فرانسه با بورس دولتی به دلیل کسب رتبه اول ، تولد اولین فرزند، آشنایی با سازمان آزادی بخش الجزایر 1339:بردن همسر و فرزند به فرانسه 1341: رحلت مادر و تولد دومین فرزند 1342:اتمام تحصیلات و اخذ مدرک در رشته تاریخ، تولد سومین فرزند 1343:بازگشت به ایران ،دستگیری در مرز و انتقال به زندان (قزل قلعه) تهران 1344:انتقال به تهران به عنوان کارشناس و بررس کتب درسی 1345:استاد یاری رشته تاریخ در دانشکده مشهد 1347 آغاز سخنرانی های او در حسینیه ارشاد به دعوت استاد شهید مرتضی مطهری،انتشار کتابهای (کویر)،(توتم پرستی)و(هبوط در کویر) و مقاله (از هجرت تا وفات) 1348:سفر به خانه خدا 1350:سفر به آفرقا ،تولد چهارمین فرزند 1351: بسته شدن حسینیه ارشاد و ممنوعیت سخنرانی های او 1352:معرفی خود به ساواک و هجده ماه زندان انفرادی 1354:آزادی از زندان ،خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد 1356:هجرت به اروپا و رحلت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 13:4 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
سالروز شهادت بانوی دو عالم حضرت صدیقهء طاهره (س) بر مولای عصر(عج) و تمام شیعیان و دوستداران آنحضرت تسلیت باد. بنگرید دیانت زهرا را در نماز و دعا و رعایت حق همسر و در تربیت فرزند و در تسلیم به امر حق بنگرید صبر زهرا را مقابل فقر و عبادت وآزار و اذیت در راه دین بنگرید عفت و حیای زهرا را در مقابل مردان حتی مرد کور بنگرید علم زهرا را که صاحب مصحف است بنگرید برکت زهرا را که کوثر است و... آری دختر پیامبر و همسر علی و مادر ائمهء اطهار و زینب است ولی تنها ،فاطمه فاطمه است .ایکاش در کنار ذکر مصیبتهای وارده بر بانو به نهایت دینداری و کرامات ایشان نیز واقف شویم. میدانید و حتما یقین داشته باشید توجهات بانو هم برای همهء ما مورد نیاز است و هم ویژه!!!یاحق |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 20:57 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام مولا جان، روز جمعه همه جا بوی خوش تو به مشام میرسد اگرچه از اعمال زشت خود شرمساریم ولی عطر ریبای تو همه را مست میکند.آقا گستاخی اولاد ابوسفیان بر آرامگاه پدر و پدر بزرگت رو تسلیت میگیم،اگرچه شما حلقهء اتصال زمین و آسمانی و روزی خلایق به اذن و وسیلهء شماست و میبینید ذات این نطفه های حرام را !!! مولا، با نهایت تواضع و التماس میخوام که خودم و بچه هام سربازای جان بر کفت باشیم میخوام که اعمالم طوری باشه که وقتی عصر جمعه پرونده ام رو باز کردی لبخند رضایت عارض بشه! میخواهم که همیشه در متن زندگیم حضور داشته باشی و حضور تو رو همچون دل و جان خودم درک کنم میخوام که وقتی ظهور کردی به اسم و بنام سرباز خودت خطابم کنی میخوام که اگه مرده بودم بر سر قبرم عصایت بر زمین زنی و بگوئی :این از مریدانم بود میخوام که بارها در رکابت بجنگم و بمیرم ،همچنانکه دوستانم در رکابت دیده و ندیده جنگیدند و فریاد یا مهدی سخن داغترین لحظه های عاشقانهء آنان بود. ایام عزای مادرت رو تسلیت میگم و سیه پوشم .آقا میدونی که یه حس غریبی دارم : چون بهر حال عنوان یک رزمندهء اسلام رو دارم خیلی راحت به خودم اجازه میدم مادرتون رو مادر خطاب کنم همانند همهء رزمنده ها .ببخش این غلام روسیاه و گستاخ را. این عرض ادب تمام بچه مسلمونای ایران زمینه آقا.همهء ما خاک پاتیم مولا.التماس دعا ابا صالح التماس دعا هر کجا هستی یاد ما هم باش نجف هستی کربلا هستی سامرا هستی یاد ما هم باش |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 14:12 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان،جسارت بیشرمانهء اولاد قابیل به صحن مقدس دو امام معصوم در سامرا را به محضر امام عصر(ع) و شما تسلیت میگم.
هیچگاه از این کارها تعجب نکنید اینها فرزندان همونائی هستند که سیدالشهدا(ع) را کشتند.همونائی که علی(ع) رو شهید کردندو...بالاخره باید یه جوری ذات خود رو بروز بدن!!!البته هیچ شکی نیست که امریکای کثیف و متجاوز همیشه صحنه گردان این حرکتهاست و این بی حرمتی به دین و ملل و فرهنگها با هویت آمریکا عجینه،هر چه ادعای دمکراسی و آزادی و ... جهت سواری بیشتر ملتهاست. تا دنیا بوده همین بوده:جنگ حق و باطل،ماها نیز در بخشی از زمان که (حال )مینامیم داریم امتحان میدیم یا از یزیدیان و یا از حسینیان و البته گاهی نیز از بی خاصیتانی که در ردیف آدم به معنی واقعی نمیشه محسوب کرد. مگه علاقهء ما به ائمه(ع) از روی قبرشونه؟ مگه این آتش فروزانی که قرنهاست در دل اجداد ما جاری بوده را با این ترقه بازیها میشه سست کرد؟ ما همه حاضریم نه یک بار که هزاران بار در راه خدا و ائمه کشته بشیم و این سالهاست که دعای نیمه شب خیلیهاست. یا امام زمان ما شما را دوست داریم و پدران شما را و تنها عشق و امید و پشت گرمی ما اینه که در ردیف دوستداران شما ثبت بشیم که اونوقت حتما در لیست دوستداران خدائیم.تسلیت ما را بپذیر آقا.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 9:26 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام خدائی که میلیاردها سال است نجوای امثال من و حتی پرندگان و حیوانات و گیاهان و ... را میشنود و همه خیال میکنند که نزدیکترین به اویند!!!
سلام،داشتم سررسید رو میدیدم که یه بیت از شعر حیدربابای شهریار توجهم رو جلب کرد و فی البداهه (یه هوئی)این مطلب رو نوشتم: محبوبم امید که بتوانی همیشه روسفید باشی،امید که درون و بیرونت سبز و سبزینگی باد. در این دم که به راه بی بازگشتی رفته ام آرزویم سلامتی تو از گناه و بیماری جسمی و روحی است.راستی که دنیا پر از حوادث و فنا و نیستی است و چه بسیار گرسنگان و یتیمان و بیکسان که در آن ماوا گزیده اند. ای اسطورهء بزرگ من دیگر راهم از تو کج شد و عمرم گذشت و خیلی دیر است و دیداری دیگر محال. اکنون هیچ خبری از نیکیها و زیبائیهایت ندارم،چقدر خام بودم اصلا نمیدانستم که تنگناها و گذرگاههای مهیب زیادی وجود دارد:جدائی،مفقودی،مرگ و... همیشه با مایند. و همهء اینها بسان رقص برگی سبز بر روی چشمه ای بود که خیلی زود به انتها رسیدو... نازنینم همهء اینهاحکایت جنس خاکیم بود هویت اصلی من در حال تولد است و دوستان و دلبران دیگری دارد،تو دلبندم در این دنیا بودی و من در تولد جدید با دوستانی دیگرم.آنها کیانند؟آری اعمالی که در دنیای شما انجام دادم : خوب و بد،از حالی که مرا مرگ در مییابد تا روز قیامت،آری همنشین منند. راستی تو که تو دنیا انیس من بودی این هدیه رو از من بگیر: اینجا صورت مجسم یک کار خوب و خالص برای خدا آنچنان زیباستکه تمام زیبائیهای دنیا به پای آن نمیرسد و صورت یک عمل زشت آنقدر متعفن و زشت و قبیح که تمام کثافات و زشتیهای دنیا در برابر آن خوبند.خودت را دریاب ،اینجا حساب جور دیگریست،دریاب قبل از اینکه به جایگاه من برسی. پیامبر گرامی فرمود: مردم در خوابند وقتی مردند بیدار میشوند!!!. بیائید خود را دریابیم و قبل از مردن بیدار شویم و دوستان ابدی خود را اعمال نیک قرار دهیم.یاحق
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 21:35 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
و سلام بر تو ای فرزند این نکته را همیشه آویزهء گوش دار:
اگر جائی را یافتی که ملک خدا نباشد اگر از غذائی قوت گرفتی که مال خدا نباشد واگر جائی پیدا کردی که خدا نبیند در آنصورت گناه کردنت ایراد ندارد. این مضمون روایتی از امام سجاد (ع) است.گناه هر چند کوچک ولی چون تمرد در مقابل پروردگار است خیلی گستاخی و زشت است و اطاعت هر چقدر کوچک ولی چون از مقام ربوبی است ارزشمند. اگرچه شیطان و نفس نیز مدام در فریب ما تلاش دارند ولی باید سختی کشید و طی کرد و وصل شد که: با ازرشتریت عملها سختترین آنهاست. یا حق ،یادتون نره:تهذیب،تحصیل،ورزش |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 8:44 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام، ممکنه این روایت رو شنیده باشید که آنچنان نماز بخوان که گویا آخرین نمازی است که در این دنیا میخوانی!!!امشب در یه جائی تنها داشتم نماز مغرب میخوندم ...
راستی اگه بتونیم همین فکر رو در تمام اعمالمون مد نظر داشته باشیم چه اتفاقی میافته؟ وقتی با کسی مواجه میشیم فکر کنیم آخرین دیدارمونه و خیلی صمیمی باشیم وقتی از کسی جدا میشیم حلالیت بخواهیم و خیلی صمیمی خدا حافظی کنیم وقتی در ارتکاب گناهی گیر میکنیم متذکر بشیم که خیلی زود حساب پس میدیم تا میتونیم به همه از هر نظر خوبی کنیم و... بدون اغراق نمائی از این سناریو در جبهه های جنگ قابل رویت بود:دعوا سر خدمت به همرزما، سبقت در پذیرش خطرها،حلالیت خواستن حتی در شنیدن یه غیبت بسیار مختصر،انجام مخفیانهء کارهای نظافت حتی شستن لباسهای زیر کثیف همرزمان،اخلاص و گمنامی در اوج آن، مخصوصا نماز خوندن بچه ها از بالاترین مصادیق این روایت بود و جبههء جنگ مدینهء فاضله ای شده بود که راه ۵۰ سالهء عرفا در یکشب طی میشد!!! وا حسرتا بر باختگان. بالا غیرتن باهم این روحیه و خصلت رو چند روز عمل کنیم و بعد آثار اونو بنویسیم.من یقین دارم دعای خیر برا همدیگه میتونه بسیار در این مسیر کار گشا بشه!!! التماس دعا مخصوصا از دلشکسته ها که خودشونو لایق دعا کردن نمیدونن.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 22:39 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
در این عصر غمناک ۱۵ خرداد حیفم اومد از امام یاد نکنم.یاد از امام یاد از ۱۵ خرداده!!!که امام برای همیشه عزای عمومی اعلام کرده و بجد انتظار فرج از نیمهء خرداد داشتند! یکی از توصیه های امام در اوائل انقلاب خواندن دعاهای روزانه مخصوصا دعای روز سه شنبه بود که فرازی از اون رو برای وارد شدن در دوستان و لشگریان خدا باهم میخونیم: اللهم اجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون.اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون. اللهم اجعلنی من اولیائک فان اولیائک لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. خدایا مرا از حزب خودت قرار بده که حزب تو رستگارند.خدایا مرا از لشکر خودت قرار بده که لشکر تو پیروزند.الهی مرا از دوستان خودت قرار بده که آنان نه میترسند و نه اندوهگین میشوند. آمین |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 20:33 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر همهء دوستان
امشب سالگرد از دنیا رفتن امام خمینی یکی از استثنائیترین فقهای اسلام از نظر پیوند فقه سنتی و فقه پویاست. بدون اغراق و با یقین میگم امام هیچ مشابهی نداشته است. ارتباط معنويم با امام يكي از شيرينترين لذات زندگيم بوده و همواره از عنايات او برخوردار بوده ام. حتما اين مراد و مريدي رو با هيچ ثروت دنيا عوض نميكنم. حتما شما هم گاهي به اين فكر افتاده ايد كه اگه زمون پيامبر يا امامان زنده بوديد ارتباط و ايمانتون چه جوري ميشد و گاهي مردم هم عصر با اونا رو خيلي سرزنش ميكنيد. آمدن امام و حكومت ما يك آينهء تمام عيار از اين فرض بود:ارتباط معنوي و بسيار نزديك اكثر ملت با ايشون و در مقابل بيماري و مرض يه عدهء خاص.اين قاعدهء تاريخ است از اول خلقت تا آخر آن، از كوزه همان تراود كه در اوست:اگرصاحب نفسي پاك و حقيقت طلب بوديم خيلي شفاف خوبيها و پاكيها و پاكها رو ميشناسيم و اگه مرض داشتيم گمراهيم و خوبي رو بدي ميبينيم و بر عكس.وقت ندارم بعدا بايد در مورد امام باهم خيلي مشورت كنيم. و من يتق الله يجعل له فرقانا.(هركس تقواي الهي پيشه كند ما به او قوهء تشخيص خوب از بد را ميدهيم.امام از عاليترين نمونه هاي اين آيه بود. امام خميني روحت شاد و درجاتت عالي باد.اصلا با كلمات نميتونم حق تو رو ادا كنم فقط بازم مريدتم همانند سالهاي سال پيش.فقط هماره به اين اميد دارم كه در محشر نيز جلودار و سايهء امنم باشي. سالگرد ارتحال رو به همه شما تسليت ميگم انشاالله كه لياقت درك حقيقت امام و ارتباط معنوي با ايشون رو داشته باشيم.اينم چند بيت از اشعار امام:
بيــــدل كجـــا رود به كه گويد نياز خويش؟ با ناكسان چگونه كند فاش، راز خويش؟ با عــــــــاقلانِ بىخبر از ســــوز عاشقى نتــوان درى گشود ز سوز و گداز خويش اكنــــــون كـــه يار، راه ندادم به كوى خود مـــــا در نياز خويشتن و او به ناز خويش با او بگــــو كه گوشه چشمى ز راه مهر بگُشــــــا دمى به سوخته پاكباز خويش مـــــــــــــا عاشقيم و سوخته آتش فراق آبـــــــى بريز با كف عاشق نواز خويش بيچارهام ز درد و كسى چاره ساز نيست لطفــــى نماى با نظر چاره ساز خويش با مـــــــوبدان بگو، ره ما و شما جداست ما با ايـــاز خويش و شما با نماز خويش ياحق |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:10 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستم و فرزندم اکنون با تو که جوانتری صحبت میکنم تا به پیری نرسیدی خود را در یاب.در جوانی توبه آسانتر است روح جوان لطیف است و آنقدر که پیران گرفتارحب نفس و دنیا هستند جوانان نیستند.
ای محترم گول شیطان را نخور! همه به یک اندازه به مرگ نزدیکیم چه کسی میتواند ادعا کند که از حوادث مصون است و حتما به پیری میرسدو اتفاقا جوانان بیشتر در مقابل حوادث روزانه قرار دارند. تا فرصت هست قدر خود دانید و خود را اصلاح کنید !مطمئن باشید با اندکی تلاش خدای قادر متعال و مهربانتر از مادر دست شما را میگیرد و به دریائی از نور وارد میشوید که تمام لذات مادی عالم در مقابل نشاط یک لحظهء آن برابری ندارد. ای برگزیدگان خدا !آنچه تنها چارهء کار است و همه را مطمئن میکند و آتش نفس را خاموش،وصول به حق و یاد اوست. در دنیا به هر چیزی برسید از نرسیدن به ما فوق آن متاسفید و حسرت مرحلهء بالاتر را میخورید و ناراحتی ایجاد میشود این را هزاران بار در زندگی مادی خود تجربه کر دید!عالم معرض تحولات است ،نه کاستیها و مصیبتها شما را غمگین کند و نه روی آوردن مال و مقام از راه بدرتان کندو مغرور سازد. این ندائی غیبیست که:توجه،توجه!به ذکر او فرو رو تا قلبت که سرگشته و حیران از این سو به آنسو و از این شاخه به آن شاخه پرواز میکند اطمینان و آرامش حاصل کند. ای همنوعان و همدینان و ای پاکان! تنها راه نجات و آرامش ما دل سپردن کامل به خدا و عمل دقیق به دستورات اوست و طبیعی است که شیطان و نفس تمام توان خود را در جلوگیری از این کار به عمل خواهند آورد و لی باید تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد تاعمر سر رسد و ندا دهند ای نفس پاک و خود ساخته بیا پیش خدا که پاکی!!! .آری باید همه چیز برای خدا باشد. هیچ توجهی به من نکنید به این حرفا دقت کنید. ای خدائی که احسان و رحمتت بر بندگان دائیمست ،ای کسی که دستانت بر عطا و بخشش بازاست ، ای صاحب لطفهای مستمر، درود فرست بر محمد و آل محمد(ص) دارای بهترین کرامتهای اخلاقی و ببخش بر ما ای بزرگ و اعلی در این شب . از همه تون التماس دعا . یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 21:44 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام از فاطمه سخن گفتن کار ساده ای نیست یا فاطمه ... از کرمت در دادن تنها پیراهن عروسیت به فقیر بهنگام رفتن به خانهء شوهر بگویم یا از زهد و تسلیمت در دادن غذای خانواده به سائل و گرسنه ماندن اطفالت از مامن و انیس بودنت به بزرگترین مجاهد تاریخ ( علی(ع) ) و يا از حيا و حفظ حجاب در مقابل مرد كور از دعاهايت براي همسايگانت و يا از عبادتهاي طولانيت از پروردن حسن و حسين و زينبت يا مايهء نشاط بودن براي پدر و همسرت اي سيدهء زنان عالم در دو جهان همهء ما را در پيمون راه صحيح شفيعه باش.اي بانو ميخواهيم سربازاني شايسته براي فرزندت بقيه الله باشيم كمكمان كن يا زهرا بحق فريادهاي يا زهرائي كه دوستانم در شبهاي عميات و هنگام زخم برداشتن و شهادت سر ميدادندبفرياد ما برس . از شك و ترديد و بي ديني و گناه بتو رو مياوريم فاطمه جان همه يقين داريم تقاضاي تو رد خور نداره!!!همهء ما را به فرزندت بسپار .آرزومون فقط يه سرباز پاكباخته بودن برا آقامونه.عشق اهل بيته.دين و تقواست. علم و دانشه.اخلاقه.سلام بر تو تا هميشه. امام خميني بما آموخته كه هر گاه در مشكل بزرگي گير كرديم ۵ بار خدا را بنام تو بخوانيم:الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا الهي بحق فاطمه الزهرا همهء ما را عاقبت بخير كن و تسليت صميمي ما را به آقامون برسان.از همه تون التماس دعا ۱۷۰۰سال است که همه هنرمندان چهره نگاران و پيکره سازان بشر در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندی های اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفتار ها و انديشه ها و کوشش ها و هنرمنديهای همه در طول اين قرن های بسيار به اندازه اين يک کلمه نتوانستند عظمت های مريم را باز گويند که: مريم مادر عيسی است. و من خواستم با چنين شيوه ای از فاطمه بگويم باز درماندم: خواستم بگويم:فاطمه دختر خديجه بزرگ است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه دختر محمد(ٌص) است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه همسر علی است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه مادر حسين است ديدم که فاطمه نيست. خواستم بگويم:فاطمه مادر زينب است باز ديدم که فاطمه نيست. نه اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه فاطمه است. در حاشيهء برگ شقايق بنويسيد گل تاب فشار در و ديوار ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 22:7 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
تیر ماه سال ۶۱ در جبههء جنوب بودم عملیات رمضان رو شروع کردیم گردان المهدی :گروهان۳: دستهء۱
هوا بسیار گرم بود حدود ساعت ۹ شب بود که عملیات رو شروع کردیم.عملیات رمضان اولین عملیات در داخل خاک عراق بود.یک دشت بسیار وسیع و پراز رمل(شن زار) که راه رفتن رو خیلی سختتر میکرد و تجهیزات سنگین انفرادی و مخصوصا کلاه آهنی بزرگی که در کلهء کوچکمان تلو تلو میخورد این سختی رو بیشتر میکرد.منم یه نوجوون و با تقریبا ۶۰ کیلو وزن و آر پی جی زن بودم یعنی شکارچی تانک. میدان نبرد پر از آتش و دود بود و مخصوصا هواپیماهای عراقی با ریختن منورهائی که تا ۲۰ دقیقه همه جا رو مثل روز روشن میکردند ما رو که در حال حرکت و فاقد سنگر بودیم آسیب پذیر تر میکرد.تا حدود ساعت ۱۲ شب گردان ما مدام پیشروی کرد و در جائی وسط شنزار متوجه شدیم که در قسمتهای عقبتر در طرفین ما درگیری شدیدی وجود داره!و پس از حدود نیم ساعت دراز کش کردن بر روی رملها متوجه شدیم که ما زیادتر پیش روی کرده ایم و گردانهای بغلی هنوز عقبن.دشمن با تمام امکانات خصوصا هواپیما و توپهای ضد هوائی (شیلیکا) که ۴ تا لوله داشتند و برای شکار هواپیما بودند.مستقیما ماهارو در این دشت و بدون سنگر هدف گرفته بود و دشت پر از گلوله های رسام(قرمز رنگ)بودکه شاید در هر لحظه صدها گلوله از بیخ گوشمون رد میشد و البته از هر چند ثانیه نیز یک گلولهء خمپاره که با انفجار تبدیل به صدها ترکش میشد وبا صدای عجیبی به همه جا پخش میشدصحنه را گرمتر میکرد. الان هم دقیقا یادمه همینجوری که کاملا بدون حفاظ در رو زمین دراز کشیده بودیم و حدود نیم ساعتی سپری شدشاید اندازهء صدها کتاب در بارهء توکل و توحید عملی درس خوندم.با گوشت و خون خود فهمیدم که:لا موثر فی الوجود الا الله(هیچ تاثیر گذاری در عالم نیست مگرخدا).واقعا از صدای سفیر گلوله ها و ترکشها دشت پر بود و در دور و نزدیک مدام انفجار بود و هی گرد و خاک ناشی از انفجار بود که بر سر و رویمان میریخت دیگه درک کرده بودم که این تیر و ترکشها هرکدام ماموریتی دارند و پشت سر این نگاههای مادی ما خالق عالم برنامه ای چیده و هزاران سر و راز نا معلوم.فقط فهمیدم که دنیا پر از رمز و رازه و ما هیچی نمیفهمیم... از جا پاشدیم و تا صبح نبرد ی سنگین و در اول صبح پشت یک خاکریز ناقص جا گرفتیم و نماز صبح را یک یک در زیر أتش گذاردیم(نخواندیم بلکه ادا کردیم)شاید یکی از نمازهای عشق!!! یکی از ترکشهای درشت خمپاره ۱۲۰ در همان شب ماموریت داشت کلاه آهنی سید هاشم رو از پشت سوراخ کرده و در دم در مغز او جای گیرد و حیات مادی او را خاتمه دهد.این را همانجا یواشکی از یکی شنیدم که :سید شهید شد. سید هاشم پسر بسیار باتقوا و از خانوادهای بسیار پاک و مودب به ملکوت اعلی پیوسته بود .حتما میشد دید که او زنده برنخواهد گشت و اینها اسراری بودند که فقط باید بود و درک کرد . امروز نیز جنگ جنود حق با باطل در شکلی دیگر ادامه دارد و باز همهء ما در صحنهء جنگ و امتحان!!! ما هیت پیروزی در همهء زمانها و همهء جبهه ها در درجهء اول غلبه بر نفس است و خود سازی. پس بسم الله ... دیدید یه میوه ای مثل سیب یا هلو که خیلی رسیده و شیرین و آبدار شده در حد اعلای خود دیگه درخت توان نگه داشتن اونو نداره و حتما باید بیافته!!!این نهایت آرزوی منه یعنی به حد اعلای کمال رسیدن و سپس قطع شدن از این دنیای فانی . خدایا اول پاکم کن وبعد خاکم کن.عاقبت همه تون به خیر.یا حق بیاد تمام شهدا و جانباختگان راه خدا و معلم بزرگ شهدا(امام خمینی) صلوات بفرستیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 1:19 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام یه متن بلندی نوشته بودم که پاک شد ولی به عظمت این روز بزرگ بازم مینویسم:
امروز سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر از دست نظامیان عراقی در مرحلهء سوم عملیات بیت المقدسه عملیاتی که دید جهان را به آسیب پذیر بودن ایران عوض کرد. یه نوجوون بودم در شلمچه(کنار خرمشهر) دشمن به خیال اینکه از اینجا میخواهیم حمله کنیم چقدر آتیش بر سرمون میریخت و تو در میان رقص هزاران گلوله و ترکش آتشین وقتی دل به خدا سپرده باشی در گلستانی در حال قدم زدنی!.باورت شده که این گلوله ماموره و فقط به محل ماموریت عازمه!!! وقتی دور و برتو یه عده گرفتن که: بخاطر یه غیبت مختصر دهها بار ازت حلیت میخوان!!!. همهء راحتی رو برات فراهم میکنن و سختیها رو با آغوش باز بدوش میکشن!!!. وقتی بهشون بگی فرمانده خیس عرق شرم و حیا میشن!!!. وقتی یه بار نماز شبشون ترک بشه باور دارن که خدا باهاشون قهره!!!.سیمشون هر لحظه وصله و روزانه چند بار اشک میریزن!!!. باهات خیلی صمیمی و اینکه شاید برا ساعتی یا دقایقی مهمون همید!!! .یه قوطی کنسرو بین ۸ تا گرسنه دوباره تا نیمه پر بهت بر میگرده!!!. وقتی همه مریدن و مرادشون یکیست و هرچه دنیا و دنیائیست در نظرشون بی ارزشه!!!. برا رفتن رو مین پیرا جوونا رو کنار میزنن و نوجوونا اونارو!!!و... راستی اینجا چیزی از بهشت کم داره؟ و با این اوصاف بخونید حال من بدبخت زار و روسیاه رو!!!ماهی از آب بیرون شد چه حالی داره؟ دوستام اسماعیل و علیرضا مدام التماس میکردن که در روز غدیرعقد اخوت ببندیم و من با این استدلال که میترسم نتونم حرمت برادری رو نگه دارم خودداری کردم.هر دو تاشون در یک حال عالی به شهادت رسیدندو روسیاه باقیست!. درود من بر شما گلهای هموطن. احساس میکنم خیلی حرفا(معانی) رو باید براتون بگم.واقعا با دیدن اوضاع امروزی کشور خیلی دلم به حالتون میسوزه: یه نوجوون بودیم خدا بود و امام و عشق و جهاد و دلی به وسعت دریاها و سرزمینی مرد پرور و توحیدی و تنها دغدغه انجام تکلیف بود و بس والبته انتظار قبولی در درگاه حق و شهادت و آنچه اهمیتی نداشت دنیا بود.ولی امروز مسیری که اجبارا پیش پای توست مسیر شرک و ریا و دغلبازی و هزار راه شیطانیه دیگه ست. با اعتقاد راسخ میگم که شماها بمراتب از بچه های اونروز آقاتر و با خداتر و مومنترید و انشاالله روز بروز ایرانی امنتر و آ بادتر و پر از انسانهای وظیفه شناس و قانونمند خواهیم داشت. این روز خجسته بسیار مبارک باد.یا حق از همه تون التماس دعا این عبارت رو هم امروز جمعه اضافه میکنم:هر جمعه وظیفه ام سر زدن به دوستان و عرض ادب بود. امروز گرفتارم و شاید نتونم. به همه تون سلام عرض میکنم و پیشتر به آقامون امام زمان (س) . انشاالله توفیق سر زدن ایجاد بشه.یاحق |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 8:32 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر همه دوستان گلم.حال شما چطوره؟
آنچه در اختیار ما نیست بسیار بیش از آن چیزیست که در اختیار ماست. خیلی سخت نگیرید.در هر حال سعی کنید رضای خدا رو جلب کنید و هر چه دستور شرع است انجام بدید اگه غیر از این بود باختیم و خیلی سریعتر از آنچه خیال کنیم همه چی از دست رفته و... . از ائمه(س) نقل است که : فرصتها در گذرند همانند گذر ابرها. سالروز ولادت شیرزن کربلا حضرت زینب(س) است.بانوی صبر و تقوا.میدونید که حتی در شام عاشورا با اون مصیبتها نماز شب خانم ترک نشد !یه خورده به این ایمان و صبر فکر کنید.آقا امام عصر (عج) علاقهء وافری به عمه شون دارند و اگه عمه شونو شفیع کنیم مطمئن باشید رد خور نداره.انشاالله مبارک باد. خود را قدر بدونیم و مطیع و فرمانبردار خدای خود باشیم که او بهترین و تنها یار و یاور ماست و خواهد بود و هر چه غیر او فانی!حتی بهترین و نزدیکترین کسامون.حتما دعام کنید.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:2 توسط بازمانده
|
|
||