|
|
|
|
|
سلام
این شعر از مولویه : بشنو از نی چون حکایت میکند وز جدائیها شکایت میکند از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند و اینم از امام خمینی: نشنو از نی نی نوای بینواست بشنو از دل دل حریم کبریاست نی چو سوزد تل خاکستر شود دل چو سوزد محفل دلبر شود مبنای فلسفی اشعار اولی اینه که من و تو از خانه اصلی خود بهشت دور افتاده ایم و بازگشت به اونجا رو خیلی انتظار میکشیم و بر همین اساسه که در جای دیگه میگه: ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم ولی مبنای شعر دوم اینه که این دنیا برای کمال یابی ما قرار داده شده و تحمل سختیها و استقامت سبب تعالی ماست . و راستی که انگار دنیا گلستانی است که ما رو در اون انداختند و قراره هر کس هر چقدر میتونه گلهای مختلف و به هر تعداد رو جمع کنه و بره از این گلستان بیرون . بعضیا گلهای بسیار بزرگ و زیبا و خوشبو و تعداد بسیار زیاد می چینند و بعضیا نه تنها گلی نمی چینند بلکه تا حد امکان گلها رو لگدمال میکنندو... و من و تو که فرصت اینهمه خوبی و جمع کردن گل و نیکی داریم چرا بدنبال جمع کردن بدیها هستیم؟خوب چون شیطون قسم خورده ما رو به اون راه بکشونه و هر یک از ما در حدی مقاومیم و تنها و تنها با عمل خالصانه بدستورات دین مبین است که میتونیم از شر شیطون در امان باشیم همه یادمونه که شیطان گفته:(ایه قران) بجز بندگان مخلصت همه اونا رو فریب میدم . چطور مخلص بشیم؟ هر کارمون خالص برا خدا باشه اینکار با تمرین حتما میسره و البته اصلش قلب پاکه که همه تون دارین. با آرزوی توفیق و... حتما نظرات شما باعث پیشرفت بیشتره و همه چیز را همگان دانند و همگان یه بخشیش شمائید که به دنیا اومده اید و یه بخشی مردند و یه بخشی هنوز از مادر نزاده اند پس حالا نوبت شماست pleas
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 23:59 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر تو ای نهایت آمال و آرزوهای انسانهای پاک و ای واسطه رحمت خدای. ای امام زمان:
آقا نمیدونم با کدام نامت صدایت زنم که حقا جامع تمام کمالات و مکارم اخلاقی بشر ی. با این روی سیاه و دل زنگار گرفته از گناه جرات دعای تعجیل فرج ندارم و از طرفی دعای فرج تو دعا برای تمام کرامتهای انسانی و ازبین رفتن ظلم و ستم است پس واجب. هی گناه میکنم و هی توبه و تعهد بر عدم تکرار ولی باز سر افکنده و ... آقا شاید دعای بزرگان و یا پاکی گذشتگانمون بوده که باعث عشق سوزان ما به شماست و البته در راس اونا کرم بی پایان شما سیراب کننده هر دل عاشقی است. در این روز جمعه که یاد آور ظهور تو و نجات بشر از این همه جهالت و ظلم و شرک و گناه است و خدا آنروز را نزدیکتر بگرداند از تو یه خواهش دارم : من وامثال من زندگیم در جنگ گذشته و با همه اوصاف اینگونه توجیه کرده ایم که در صف لشگریان تو بوده ایم و با نهایت عزت و آزادگی جوونی رو سپری کرده ام : این جوونای امروزی که اجبارا یک مسیر پر از شرک و تملق و چاپلوسی و دغل بازی در پیش پای اوناست و حقیقتا یک زندگی با شرافت و رادمردانه و با آزادگی بسیار سخته تو خود به غیرت و شرف آباء و اجدادت همه اونا رو یار یاور باش ودر پاک و با نشاط زیستنشون دعا فرما که البته تو آقای اونائی و همیشه عنایت خاص تو شامل حالشونه واین غلام (با جسارت)خودت رو در بارگاه خود مستدام دار . آقای همه مائی وهمه سرباز رکاب تو یا مهدی (عج).
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 14:38 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز سالگرد شهادت امام سجاد(ع) بود امیدوارم خدای بزرگ از روح عبادتگر آن امام همام که واقعا مطالب صحیفه سجادیه اعجازی از روح نیازمند بشره همه ما رو با نصیب کنه .
از طرفی روز عشق و محبت (ولنتاین) میگن . امید که همه ما همه زندگیمون پر از عشق و محبت و در کمال صفا و صمیمیت باشه . ولی یه کم هم واقع بین باشیم.این بشر گاهی مستحق تنبیهه . یه وقتی که اسیر نفس شد کارهائی میکنه که همه اش در تضاد با عشق و محبته . بهترین عشق ورزی تنها و تنها با خدا بودن و عمل بدستورات اوست که یکی از آنها نیز تنبیه ظالم و متجاوز و... است پس عشق در جای خود و تنبیه در جای خود البته همه امیدواریم که روزی برسد که بشر با کمال یابی فقط و فقط در مسیر محبت باشد و آن روز البته بطور نسبی حکومت آقامون امام زمان است و بامید آنروز. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 20:55 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
امشب بمناسبت سالگرد شهادت پسر عمه ام که در عملیات فجر ۸ در سال ۶۴ شهید شد یه مراسمی بود جای شما خالی واقعا بچه های بسیار باحالی حضور داشتند مخصوصا نو جوونا
سخنران یه همسنگر قدیمی بود چندتا مطلبش گلچینه: ۱- عکس یه شمع که در تاریکی روشنه به این معنی است که اگرچه توان ازبین بردن تمام ظلمت رو نداره ولی تا آخرین قدرت خود ظلمت را میشکافد. این عکس رو شهید چمران در جنوب لبنان کشیده بوده و توضیحش رو به خالده که اونموقع همکار ایشان بوده داده و کلی او را مجذوب خود ساخته و میدونید که آخرش همسر شهید چمران شد. ۲-شهدای ما بسیار بیش از اینکه خاک ما را نگه داشتند ( البته در طول ۳۰۰ سال اولین باری بود که وجبی خاک کشور بدست بیگانه نماند )دارای مروت و آزادگی و شرف بودند و به این دلیل که بهتر گلوله میزدند یا سامورائی بهتری بودند ارزش ندارند بلکه چون انسانهای خود ساخته و متقی بودند برای ما ارزش دارند. ۲/۱- شهدا با این رفتار های خود استانداردهای بالائی از اخلاق و شجاعت و ایثار و ارزشها را پیش پای ما گذاشتند و ما ممنون آنهائیم. ۳-سخنران میگفت اولین باری که جبهه میرفتم ۱۴ سال داشتم و موقع خدا حافظی مادر مرحومم گریه کرد تا ظهر چند بار هوس شدم از جبهه رفتن منصرف شوم و به خانه بازگردم و به همه چی شک کردم ...به پادگان در دزفول که رسیدم اولین چیزی که یاد گرفتم دیدم رزمنده ها که دستشوئی(همون توالت امروزی یا آبریزگاه فرهنگستانی و یا مستراح خیلی صریح قدیمی) میرن و میان بیرون آفتابه را پر از آب میکنند و سر جاش میزارن تا بچه های دیگه اذیت نشند(اینم در گوشی از خودمه که:خیلیا هم صبح زود پا میشدند و همه دسشوئیها رو می شستند و آفتابه هارو پر میکردند) و دوم اینکه هر کسی رسید زودتر از من سلام داد و خیلی خراب شدم البته بعد از دو سه روز راه افتادم... ۴-شهدا خود ساخته بودند مثلا شهید بابائی که در سال ۵۳ جهت آموزش خلبانی به لاس وگاس امریکا اعزام شده بود علیرغم نفر ممتاز بودن از سرهنگ امریکائی درجه گرفته بود که: this boy is unormal چرا؟ چون نصف شب بیدار میشده ودر ته خوابگاه یه حرکتهائی میکرده (همون نماز شب خودمون) یا یه بار میبینه نصف شب در سرما در حیاط اینور و اونور میدوه و وقتی بر علتش اصرار میکنه شهید بابائی میگه برای جلوگیری از تسلط شیطانه (یه دختری هم اونجا عاشق این شهید شده بوده و هی او را تعقیب میکرده تا باهاش رابطه برقرار کنه) ۵-این پسر عمه ی گل منم از ۱۵ سالگی جبهه رفت و در ۱۸ سالگی در عملیات فجر ۸ در فاو به علت اصابت ترکش خمپاره به قلبش شهید شد. آخرین بار که میرفت و خداحافظی میکرد یقین کردم نمیادو حدود یه ماه دیگه جنازه اش اومدرفتم دیدنش یک خواب بسیار با طمانینه وابدی و چقدر با این سن کمش خود ساخته و راه دراز عرفان پیموده بود . ۶- یه نگاهی وسط سخنرانی به نوجوونا کردم همه غرق معنویت وسرشار از غبطه .من یقین دارم این بچه ها به یه جاهای خوبی میرسن. و واقعا این هیئت یه مجموعه با اخلاص و بسیار باهوش و دارای کمالات هستند. خدا همه شونو حفظ کنه. و حسن ختام مجلس ( البته قبل از شام مفصل مادر شهید که چلو مرغ بود)یه عزاداری و سینه زنی با حال که حیفم میاد ترجمه چند بیت از شعرهارو ننویسم: حسین تو امام مائی حسین تو مرام مائی شهید وقتی میمیرد میگویو که من در عالم بقا هستم و در دیار آشنا اگر جنازه من را پیدا نکردید بدانید که در کربلا هستم فضیلت شهادت نصیب ارواح پاک میشود نوکر عالی حسین آخر سر روح پاک میشود اگر حسین را با دلی پاک صدا کنیم این جمع پاک ما عازم کربلا میشود ایکاش قسمت ما بشه شهید راه حق بشیم این جمع فدا و سر بدار علی اکبر حسین شویم بر حقیقت و ولایت فدائی و جانباز شویم بر عباس حیدر سربازی جان بکف شویم نه یک نه ده که صدها بار من جانم را فدامیکنم بر مکتب امام حسین خونم را جاری میکنم اولین قطره خونم که میریزد گناهانم را میسوزاند نظر خانم فاطمه زهرا را به پایان و عاقبت نیک اخذ میکند مرام مائی حسین آقای مائی حسین حسین حسین یاحسین یاد همه شهدا و جانباختگان طریق دین و شرف از صدر خلقت به نیکی و ارواح همه شون مهمان سیدالشهدا باد و عاقبت من و تو هم بخیر ...وقت نماز شبه هر کی توفیق داره التماس دعا... پسرعمه عزیزم روح بزرگت رابا حمد و سوره یاد میکنم و طلب شفاغت دارم.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 2:27 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
بعضیها مثل وبلاگ ... عنوان بالائی رو مینویسند و چندتا جمله مختصر و وبلاگ یه ماه تعطیل
واین بهونه خوبی در اوقات وقت تنگی است . راستی این روزا همه درگیرن نمیخواستم بنویسم ولی دیشب و امروز دو تا مطلب خوب نوشته بودم که بهنگام انتقال کنسل شدمجبور هستم دومی رو بطور خلاصه بنویسم: چند تا تابلو تو دفترم با تیترای زیر هست . جملاتی کوچک ولی یه دنیا درس زندگی. حاصل افکار دوستا و همکارای خوبمه و من با سر افتاده ام تودیگ معنویت و پاکیها . خدا این دوستا و شما رو از من نگیره دیدنتون یاد خداست و تذکری برای زندگی پاک و شرافتمند.براستی دوست خوب از بزرگترین نعمتهاست و اما تابلوها: اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم.علی(ع) حد اعلای خردمندی اعتراف به نادانی است علی(ع). تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم . عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید.امام خمینی در دم مردن فلاطون این دو حرفم گفت و رفت حیف دانا مردن و افسوس نادان زیستن (البته این شعر در بالاترین نقطه دانشگاه شهید بهشتی در جلو نمازخونه در سر قبر دو تا دانشمند قاجار نوشته شده و از دوران تحصیل دارم.یادش بخیر نخبگان کشور از همه جای ایران و واقعا چه بچه های با حال و باصفائی بودند .شاید تعجب کنید ولی یه عده شون فوت کردند.راستی همه مسافریم و باید زندگی امروز ما درست باشه که به فردا اعتباری نیست) سیاست در مقابل صداقت خیانت است و صد البته صداقت در مقابل سیاست حماقت . آنچنان زی تا که در هنگام مرگ دیگران گریند و تو خندان روی خدا نکند قبل از اینکه انسان خودش را بسازد جامعه به او روی آورد.امام خمینی هر عملی عکس العملی دارد مساوی با آن و در جهت خلاف آن.نیوتن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 10:29 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر همه و امید که این ابراز محبتهای عالی به آقامون امام حسین (ع) مستدام باشه و البته بتونیم از بعضی خرافه ها و ... دست بکشیم کمالات آقا هر چه هست به روح بزرگ و حماسی و تربیت یافته در خانه علی (ع) و فاطمه مربوط است و آنچه ارزش دارد همان شناخت این جنبه هاست علم و عصمت و دیانت و شجاعت و ایثار و تمام ارزشهای عالی بشری در وجود آقا جمعه و خصوصا نحوه ایثار و مبارزه با ظلم و ستم و بیدارگری منحصر به فرد و با اینهمه کدام تفکری است که کمالات ایشان را عمدتا محدود به جنبه های عاطفی و ... میکند؟ برای آقا انجام تکلیف و دفاع از شرع آنقدر مهم است که از همه چیز در اینمورد میگذرد یعنی دین در راس همه چیز ماست و ما باید اول از همه ایندرس را بگیریم.
نکنه ما هم در شمول این فرمایش آقا باشیم که الناس عبید الدنیا(مردم بندگان دنیا هستند) و یا اینکه:در مواقع سختی دیندار کم است . آری من و تو الناس نیستیم و انشا الله مومن هستیم و با درک واقعی از آقا و عشقی کاملا پاک و عارفانه یا حسین میگوئیم و این است که آتش بر هر ریا و دغلبازی میزند. این رو هم داشته باشید که دلتون حال بیاد :شهید باکری از فرماندهان بزرگ سپاه در جنگ با عراق(فرمانده لشگر ۳۱عاشورا) در آخرین دقایق زندگی خود که در خط دجله در اوج مظلومیت و تنها با تعدادی بسیار محدود با دشمن میجنگید از طرف قرارگاه بیسیم میزنند که دستور است که باید به عقب برگردی و او که پرده از جلو چشماش کنار رفته بود و آنسوی این دنیای فانی را میدید با لبخندی در بیسیم گفت:به فرماندهی بگویید اگر این چیزهائی که من در اینجا میبینم اگر او نیز میدید هرگز این حرف را نمیزد و دقایقی بعد پس از جنگی بسیارشدید و با زخمهای فراوان پیکر مجروحش به قایقی گذاشته شده تا به اینور دجله حمل شود در وسط آب مورد حمله دهها گلوله و ... قرار گرفته و به آبهای خلیج فارس می پیوندد . آری اصحاب امام (ع) نیز در عاشورا که جایگاه خود پس از مرگ را دیده بودند حماسه های بی بدیل تاریخ را آفریدند. این یعنی شناخت حسین و این یعنی پیرو حسین بودن و حقا درود بر شما که در این دنیای سراسر کفر و ریا و ستم چه عاشقانه حسینی هستید . بهتون که گفته بودم آرزوی دیرین اونائی که به جبهه ها رفته بودن(البته اونائی که خودشونو گم نکردن) اینه که آخر زندگیشون به شهادت ختم بشه و به خاطر همین الان هم همیشه با غسل شهادت روزگار میگذرونن و همه خوب میدانیم که:جهاد دری از درهای بهشت است که پروردگار به روی بندگان خاص و ویژه خود گشوده است.علی(ع) . خاک پای همه احرار و آزادگان و انصار واقعی امام حسین(ع) و خادم همه تونم .یا حسین |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 1:54 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر آقا
سلام بر اوئی که تجسم همه کمالات است فرزند امامت برادر امامت پدر امامت آقا چقدر بر ما منت داری که عاشق خودت کردی آقاواقعا که کشتی نجات و چراغ هدایتی ..همه ما ایمان را به واسطه تو در وجود خود محکم کرده ایم . یا حسین یادم نمیره تو جبهه های جنگ که فشارات زیاد میشد با یاد تو همه چی آسان و راحت میشد. و همه وجود من شهادت می دهند که با عنایت تو بود که ایمان در جان ما رسوخ کرد و جاودانه شد . دوستان شاید این مطلب یکی از خالصانه ترین مطالبی بود که نوشتم یک یا حسین که میگی انگار لباسی از ایمان دوباره بر وجودت پوشیده می شود و هر چه گثافتکار و گناهکار باز این یا حسین کار خودشو میکنه تو دوست خوبم در چه حالی ؟در این ایام با یادآوری مصائب آقا ارادت خودتو نشون بده و از کرم آقا هر چه خواستی مخصوصا گرفتاریهای ایمانی و روحی همه قابل حله . یا حسین یا حسین یا حسین آقا همهمون فداتیم آرزوی همه ما جان باختن در راه توست آقا تو همه ثروت مائی و ما تو را نه به خاطر دنیا و مال و همسر و شغل و ...که بخاطر آقائیت و بخاطر روح بزرگ حماسیت و بخاطر ولی الله بودنت و بخاطر وارث انبیا بودنت بزرگ داریم آقا جیره خوار سفره توایم و این نان و نمک تو برای ما از خوان سلیمان افضلتر است . سلا م بر لب عطشان تو آقا. سلام بر علی اصغر شش ماهه تو آقا و سلام بر علی اکبر شبیه پیامبر تو مولا و سلام بر زینب بی بدیل تو آقا. آقا این جوونا رو از کرم خود در داشتن ایمانی قوی و روحی بزرگ و قلبی مطمئن شفاعت کن و این رو سیاهی که واقعا جرات غلام خطاب کردن رو هم براخودش نداره از این صفای دل جوونا به یه جائی برسان . اونائی که در جنگ بودند بیشترشون سالهاست که دعای اصلیشون اینه که آخر زندگیشون به شهادت ختم بشه... والبته سلام بر پرچمدار بزرگت ابوالفضل العباس (ع) و همه یاران و انصارت. التماس دعااز همتون.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 19:3 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام در این روزهای غم و ماتم امیدوارم با عشق امام حسین گرم باشید.از کودک شش ماهه تا پیر هشتاد ساله و زن و مرد به قربانگاه بردن و ... آخر کار هم میگن داشت برای آن مردم جاهل و بدبخت طلب مغفرت میکرد . من خودم خیلی رو این مسئله فکر کردم و زبانحالی دارم که برام ارزشمنده .
اون وقتی که خیل دنیا پرستان و بندگان جهل و خرافات آقا رو زیر تیر و سنگ و چماق گرفته بودند آقا که علم امامت داشت و باطن همه شونو میشناخت میدونید چی میگفت؟ به یکی میگفت مثلا تو که زنا زاده ای باید امام و حجت خدا رو تیر بزنی و به یکی دیگه:تو که شکمت پر از لقمه های حرامه باید به امام شمشیر بکشی وبه یکی دیگه:نتیجه بی نمازی سد راه حق شدنه و... حسین یعنی مظهر خوبیها یعنی ایمان یعنی عشق و یعنی همه چی رو برای خدا دادن... همینکه عشق امام حسین تو دلت شعله وره ثروت عالم رو داری و... سلام بر حسین و پیروان صادق او. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:27 توسط بازمانده
|
|
||