|
|
|
|
|
خدایا برحمتت که همه چیز را در بر گرفته و به قدرتت که با آن بر همه چی غلبه کردی و به نور صورتت که بعد از فنا همه چیز باقی است ... ای اول اولها و ای آخر آخرها ای نور ای پاک ... ببخش گناهانی را که معصومیت را از بین میبرد ببخش گناهانی که نقمت و ویرانی را نازل میکند و ببخش گناهانی را که دعا را زمینگیر میکند ببخش هر جرمی که انجام داده ام و هر بدی که کرده ام...
اینا فرازی از دعای کمیله که خوندنش در شب جمعه ثواب زیادی داره . راستی من نظرم اینه اگه کسی این دعارو ببینه و بخونه حتی یه کمیشو و متحول نشه واقعا باید به حال خودش تاسف بخوره ..یه دنیا درس معرفت و خداشناسی و فلسفه و عرفان توشه ...میدونید که اینو آقامون حضرت علی(ع) به کمیل یاد داده اند. در احوال یکی از بزرگان میگن که تا آخر عمرش نتونست یک بار این دعا رو کامل بخونه تا یه مقدارو می خوند از حال میرفت و ... . مثلا ما هم آدمیم و دیگران هم... خدا همه مونو و گذشتگانمونو ببخشه و یه معرفت حسابی در شان انسانیت و مسلمونی بهمون عطا کنه. همینجا نقدا همه معلمها و دوستان پاکتون و بزرگان خودتونو و پدر و مادراتونو با یاد نیک و دعا شریک کنید ومنم البته همین الان شماهارو به عنوان بهترین دوستان ارج می نهم از خدای لا شریک و مهربون توفیق همه تونو خواستارم. امشب شب توبه و عذر از خداست حتما می فهمید چون دلاتون با حب اهل بیت عجینه. تا حلقه اتصال شما چه جوری باشه یاعلی و یا حق شب خوش. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:26 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام شب رحمت و صبح جمعه است آیا درک می کنیم که امشب با شبهای دیگر هفته فرق داره یا نه؟ واقعا که خلقت پر از رمز و رازه الان یه استغفار چقدر نجات دهنده است . راستی که چقدر گمراهیم . میدونید هر چه گفتنیه قبلا گفتن بایست لیاقت ایجاد کنیم تا نور الهی در قلبمون رسوخ کنه و تنها و تنها خودمونیم که باید اینکارو بکنیم .
یه آه از ته دل اگه کشیدی و بر خطاهای خود تاسف خوردی این زمینه ایجاد میشه ... خدا نکنه به حال و روزی بیافتیم که این مطالب برامون مسخره بنظر بیاد. در این نصف شبی اگه توفیقی بود همه تونو مخصوصا اونائی که التماس دعا کردنو دعا میکنم البته آوردن اسم شما پسورد عبور برا خودمه و اینو از ته دلم میگم. توفیق همه تون در اطاعت خدا زیاد و گل روتون از خنده مستدام. یا امام زمان (عج) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 1:40 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
1- نمازخانه دبیرستان : قطعه ای از بهشت 2- امتحان پایان ترم :قلب ها برای که می تپد 3- ساختمان مدرسه: آسمان خراش جهنمی 4- سوسک در کلاس : انفجار در اتاق عمل 5- سال آخر دبیرستان:سال های بیقراری 6- اخراج از مدرسه:می خواهم زنده بمانم 7- دیدن مدیر از دور : شبهی در تاریکی 8- دیدن معلم از دور : سایه عقاب ها 9- نیامدن معلم به کلاس:بوی خوش زندگی 10- اعتراض برای نمره : شلیک نهایی ۱۱-خروج از مدرسه:فرار از آلکاتراس 12- بوی جوراب بچه ها: عطر گل یاس 13- منفی های پشت سر هم:گلوله های بیصدا 14- صفر های پشت سر هم : برج مینو 15- ظرفیت نیمکت ها : دو نفر و نصفی 16- پیام متقلب برای دیگران:چشم هایم برای تو 17- نمره بیست:افسانه آه ه ه 18- امتحان:شاید وقتی دیگر 19- ناظم :پلیس آهنی 20- کنکور:بالاتر از خطر 21- دبیر تربیتی:پاکباخته 22- دستشویی:اتاق گاز 23- اخراجی ها:بینوایان 24- کلاس خصوصی:وعده پنهان 25- مبصر کلاس:افعی 26- اتاق ورزش:جزیره آدمخورها 27- نمره ده:شانس زندگی 28- آخر کلاس:بهشت پنهان 29- دبیران مدرسه ما:تبعیدی ها 30- دانشگاه:سرزمین آرزوها 31- پای تخته:لبه تیغ 32- اولین دانش آموزی که معلم از او درس می پرسد:قربانی 33-دفتر دبیران:خانه ارواح 34- وراجی سر کلاس :مجوز مرگ 35- صاحبان نمره زیر ده: سربداران 36-کیف های دانش آموزان :محموله 37- بحث با مدیر : فریاد زیر آب 38- اخراج از کلاس:یک بار برای همیشه 39- مدیر مدرسه: مرد شش میلیون دلاری ۴0- شاگرد اول کلاس: پرنده کوچک خوشبختی 4۱- زنگ ادبیات :نان وشعر ۴۱-حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن:زرد قناری
و خوش و با نشاط باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 18:40 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام خداوند ویروس گارد رستم و افراسیاب کـــــــنون رزم Virus و رســـــتم شـــــنو دگــــرها شــنیدستی ایــن هــم شــنو کــــــه اســـــــفندیارش یکــــی Disk داد بگـــــفتا بـــــه رســتم کــــه ای نــیکزاد در ایــــن Disk باشــد یکـــی File نــــاب کـــــه بگـــــرفتم از Site افـــــراســــیاب چـــنین گــــفت رســـتم بـــــه اســفندیار کـــــه مـن گشــنمه نـون سـنگک بـیار جــــوابش چــــنین داد خـــندان طـــــــرف کـــــه مــن نـون سنگک ندارم به کـــف بـــرو حــــال می کــن بدین Disk ، هـان! کـــــه هــم نــون و هـم آب باشد در آن تهــــمتن روان شـــد ســــوی خـــانه اش شــــتابان بــــــــه دیـــــدار رایــــانه اش چـــو آمـــد بــــه نــــزد Mini Tower اش بــــــزد ضــربـــه بــر دکــمه Power اش دگـــــر صـــــبر و آرام و طــــاقــت نـداشت مــــر آن Disk را در Drive اش گذاشت نکـــــرد هــیچ صــــبر و نــــداد هــیچ لفت یکـــی List از Root دیســکت گــــرفت در آن Disk دیـــدش یکـــــی File بــــود بــــــزد Enter آنجـــــا و اجــــــــرا نــمود کــزآن یک Demo شـد پس از آن عــیـان اَبـــا فـیلم و مـــوزیک و شرح و بیـــــان بــه نـاگـه چنان سیستمش کـرد Hang کـه رستم در آن ماند مبهوت و مـــنگ چــو رســتم دگـــــر بــاره Reset نمـــود همی کـرد Hang وهمان شد کـه بـود تهــــــــــمتن کـــــــلافه شـــــــد و داد زد ز بخـــت بـــــد خــــــویش فــــــریـاد زد چــو تهــــمینه فـــــریاد رســـتم شـــنود بـــیامد کـــه لیســــانس رایــــانه بــود بـــدو گـــفت رســـتم همـــه مشکـ لش وز آن Disk و بــــــرنـامه خــــوشگلش چــــو رســـــتم بــدو داد قــیچی و ریش یکــــی دیسـک Bootable آورد پیش یکـــــی Toolkit اَنـــدر آن Disk بـــــــود بـــــرآورد آنــــــــرا و اجـــــــــرا نمــــــود هـمی گشت Toolkit ، Hard اَنــدرش چـــو کــودک کـــه گــردد پـی مــادرش بـــــه نــاگــــه یکـــی رمـزِ Virus یـــافت پـــی حــذف امـضای ایشــان شتافت چـــــــو Virus را نــــــیک بشــــناختش مــــر از Boot Sector بــــر انـداختش یکـــی ضـــربــه زد بــــر سرش Toolkit کـــه هـر Byte آن گشت هشـتاد Bit بـــــه خــــــاک انـــــدر افکـــند Virus را تهــــمتن بــــــه رایـــــانه زد بـــوس را چــنین گــفت تهـــمینه بــــا شـوهرش کـــه ایــن بـار بگـذشت از پـل خـــرش دگـــــر بـــــاره امــــــا خـــــریت مکـــــن ز رایـــــانه اصــلاَََ تــــو صـــحبت مکـــن قــــسم خــــورد رســتم بــه پـروردگــار نگـــــیرد دگــــــــر Disk از اســــفندیار و در اینجا بود که رستم پی برد به قدرت افسانه ای طایفه زنان و اینکه ... وشد آنچه باید میشد یا نمیشد؟... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 18:23 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یاد همه انسانهای نیک روزگار بخیر یه دوستی داشتم که باهم جبهه میرفتیم . سالها پیش که هنوز این شرکتهای خدماتی و... زیاد رایج نشده بودندمسافربودم و در فرودگاه مهر آبادکه اتفاقااو رو دیدم و البته اوهم مسافربود و با همون صفای قدیمیش مشغول نظافت یکی از توالتهابود آدم متشخصی بود و منم از ذاتش خبر داشتم بهش گفتم :برادر ...بازم از اون کارای قدیمی...
گقت:میدونی فلانی تو محرم منی اینجا فرودگاهه و مسافرائی از خارج نیز به کشور میان من نمیخوام کشور ما کثیف دیده بشه ما سرباز این کشوریم و حیثیت اون حیثیت ماست . و عیب اون عیب ما و ... تنها چیزی که از دستم بر میومد گریه بود و رشک به حال و هوای او و مکتب و مرادی که از او اینگونه سیراب شده بودند. البته تو دوست عزیز نسل سومی که عشق به خوبیها داری و در اندوه مشکلات کشور غرقی خود بهترینی و عاشقترین و روز بروز اعتلای ایران اسلامی حاصل عشق و ایمان و تلاش توست. مخلص همتونم مخصوصا اونای کم توقع و گمنام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 23:25 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 20:53 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
من فکر میکنم پس هستم...
چرا اینجوریه... یارو کند ذهنه... نو فهمه(برره ای) متجدده متحجره دوستان من به نظرم میاد بتونیم بهترین پاسخهای ممکن رو هم با در نظر داشتن اعتقاداتمون و هم شرایط زمونه با همفکری برا سوالامون پیدا کنیم مخصوصا از دانشجوها و افراد صاحب نظر حتما درخواست مشارکت دارم و بزودی ثمره کاربردی اونو میبینیم. حتما هر سوال یا مطلب قابل بحثی دارید مطرح کنید اولشو خودم شروع میکنم : بنظر شما اصلیترین مشکل کشور ما چیست؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 13:51 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
ما از ازل به حسرت روی تو بوده ایم سر گشتگان کوچه و کوی تو بوده ایم
زان پیشتر که جام و سبوئی شود پدید ما جرعه نوش جام و سبوی تو بوده ایم در پیش ما فلک به چنان ناز و نخوتش زان بنده شد که : بنده روی تو بوده ایم خلق آرزوی حور و پری داشتند و ما در آرزوی روی نکوی تو بوده ایم از خشم روز گار نبودیم بیمناک بودیم اگر ز تندی خوی تو بوده ایم ما جعد سنبلی به چمن بو نکرده ایم مشتاق جعد غالیه بوی تو بوده ایم نظمی به کر و فر شهان دل نمی نهاد روزی که در گدائی کو ی تو بوده ایم ای آقا و ای مولای ما در این ایام بسیار خجسته عید قربان و غدیر عرض ارادت ما رو بپذیر . هممون خرابیم و شرمنده ولی یه چیزو میدونیم هم خوان کرم شما گسترده است و هم میدونید که از ته دل بهتون عشق داریم هوا خواهتونیم آقا . عیدی مارو دعا در ادبو اخلاقو نظمو کوشش و راستی و درستی بده و همه دوستان و منم از سر احسان اونا شیفته و عاشق خودت گردان. فقط و فقط از آقائی شما شرمنده... امام عصر(ع): درهر حال ما شما (شیعیان) را فراموش نمیکنیم و ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 21:23 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام فقط ازتون خواهش میکنم در این روز عید (عرفه) حتما و حتما این متن رو بخونید اگه معرفتی یافتی منم دعا کن
خدایا این دوستان صمیمی رو همیشه با خودت مانوس دار. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 17:21 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت رو دیوانه شو در عشق من گفتم به چشم
دیگر از عقل و دل و دین دم مزن گفتم به چشم گفت من شیرین شهر حسنم ار خواهی مرا باید اندر عشق بودن کوهکن گفتم به چشم گفت اگر یکباره در رخسار من شیدا شدی دیگر از خوبان عالم دل بکن گفتم به چشم گفت با زلف و قد و رخسار من یادی مکن در بهار از سنبل و سرو و چمن گفتم به چشم گفت هر ملتی را قبله ای باشد تو نیز روی ما را قبله کن بر خویشتن گفتم به چشم گفت اگر پروانه شمع رخ ما گشته ای خوش بود از پای تا سر سوختن گفتم به چشم گفت نظمی در سر سودای من هر دم تو را سرزنش باید شنید از مرد و زن گفتم به چشم این دو تا بیت پایینی رو هم خودم گفتم: گفت امروزی و فردا و دی و هر لحظه ای جمله ای وردی کلامی نکته ای عاقبت در یافتم اینها سرابی بیش نیست یکدمی آمد ندای ارجعی گفتم به چشم و اکنون من مرده ام و دستم از دنیا کوتاه و محتاج چی؟ بقول پروین اعتصامی: صاحب آن همه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است شب جمعه است و رحمت و خصوصا شب عرفه همه رفتگان و دوستان و ... با صلواتی یاد باد.شب خوش
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 18:37 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) بر همه دوستان خصوصا جویندگان علم و دانش تسلیت باد.
برای علم دو تعریف فلسفی ذکر کرده اند : ۱- علم صورتی از اشیا است که در ذهن حاصل میشود. ۲- علم نوری است که خدا به هر که بخواهد در دلش می اندازد. خب علم را بایست برا عمل آموخت و علمی که معرفت و خدا شناسی نیاره مانند چار پائی (معذرت) است که کتاب بارش باشه . خدایا به همه ما توفیق علم و عمل عطا فرما. مخصوصا این علوم کامپیوتر رو در راه کرامت انسانها و آگاهی و ...بکار بریم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 0:4 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از انقلاب که شهید شیرودی و شهید بابائی دو تن از رشید مردان نیروی هوائی ارتش در امریکا دوره خلبانی میدیدن یکی از این دو (اشتباه از منه) میبینه که اون یکی در نصف شب در داخل پادگان در حال ورزش و نرمشه از ش علت رو میپرسه و او جواب میده چون شهوت بر من غلبه کرده بود خواستم بر آن غلبه کنم .
نمیدونم چقدر این خاطره برات توجیه پذیره و لی راستی باید در مقابل نفس همت بخرج داد و گر نه ... خدایا دست هممونو بگیر میونیم که آخر کار باید دست عنایت تو باشه و گرنه ما هیچ هیچیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 21:51 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
خانم مرضيه دباغ (حديده چي) نقل مي کند که خاطره اي را از زماني که حضرت امام در نوفل لوشاتو بودند و ولادت حضرت مسيح نزديک بود نقل مي کنند. وی می گوید : « امام مي فرمود: اين همسايه ها با اين رفت و آمدهاي زياد و شلوغيها، خيلي اذيت شده اند، بهتر است هديه هايي برايشان بفرستيم، از قول من هم معذرت بخواهيد. برادرها رفتند و چند جعبه شکلات و شيريني تهيه کردند و آوردند، امام سوال کردند: چي تهيه شده؟ بسته ها را به امام نشان دادند، امام فرمود: خارجيها به گل زياد علاقه دارند، چند شاخه گل هم برايشان بفرستيد. همان شب عيد کريسمس هدايا را بين همسايه ها تقسيم کردند و فرداي آن روز ديديم که خيابان ها پر از خبرنگار و مردم است، من از يکي از برادران سوال کردم که چه خبر است؟ گفتند: خبرنگارها به خاطر هديه هاي شب گذشته آمده اند تا گزارش تهيه کنند. مصاحبه اي هم انجام شد و امام ارشاداتي در مورد تولد حضرت مسيح (ع) کردند. » مردم را بجز زبانتان (باعمل) به دین دعوت کنید.(یکی از معصومین (ع)) امیدوارم همه ما اسوه اخلاق نیکو و پاک و مودب باشیم. حتما در دعا شریکم کنید
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 20:6 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام همین دو هفته پیش یکی از همکلاسیهای ۳۰ سال پیشمو دیدم که از اون موقع ندیده بودم البته اون منو نشناخت و با تعجب پرسید شما کی هستید پس از یادآوری جاتون خالی یه احوالپرسی مفصل و... گفت که ۲۵ ساله تو کاناداست و چند ساعتی نشستیم و از قدیما گفتیم و واقعا لذت بخش بود .
میدونین چرا ؟ این آقا همون پسر پاک و تمیز و مودب اون موقع بود و چقدر داشتن خاطرات نیک از یکی لذت بخشه وبر عکس... الان ایمیلشو و تلفنشو دارم و خیلی از این یادآوری دوستی قدیما خوشحالم . این امکان در هممون هست سعی کنیم هر چه بیشتر دوست داشته باشیم . امیدوارم دوستی مجازیم با شما نیز همچنان شیرین و صمیمی باشه مخصوصا دوستائی که خیلی رک و راست در بحثامون شرکت میکنن. میلاد حضرت عیسی فرزند حضرت مریم ومنشا رحمت و پاکی و تقوی و خوش سیرتی بر همتون مبارک باد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 22:23 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام .از ته دل امیدوارم حال همتون خوبه خوب باشه . درخودتون شک نکنید اینی که خدا هنگام خلقت شما به فرشته ها گفته من چیزی میدانم که شما نمیدانید و به خلقت شماها مباهات نموده همین شمائید دیگه .
نتیجه: آزردن این بندگان صالح خدا موجب ناراحتی پروردگار و عذاب است و البته دوست داشتن اونا و تکریم اونا موجب رضایت خالقه. پس اجبارا و اختیارا و شرعا و بنا بر شان انسانی خودم مخلص همتونم . خدایا همه این دوستان گلم مخصوصا بر و بچ نتی هم دختر و هم پسر و هم مثل خودم پیرمردا و هم پیر زنا رو همیشه با نشاط و سالم و مشغول به خودت نگهدار. منم به خاطر اینا ببخش.و البته بیامرز چون مردم از دست ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن بارگناه. شب همگی بخیرو نیکی. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 20:29 توسط بازمانده
|
|
||