تبليغاتX
همه چیزاز خدا و برای خدا
تلاش در جهت کمالات شخصی و اجتماعی
یا الله

سلام علیکم  و رحمه الله و برکاته

امشب شب ولادت امام علی بن محمد هادی (ع) امام دهم ماست.در این طوفان مشتبه شدن هدایت و راستی ،از بهترین راهها برای هدایت متوسل شدن بوجود امام هادی(ع) است.بسیار مبارکتان باد.یا حق

                   

                              الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا هدانا الله

                              دلتون روشن  و کامتون شیرین و عاقبتتون بخیر باد

                                                   یا حق.التماس دعا  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 20:32  توسط بازمانده  | 

 

        

                                      گویند سنگ لعل شود در مقام صبر    ...

...

ان الله مع الصابرین.یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 22:43  توسط بازمانده  | 

یا دائم الفضل علی البریه

سلام علیکم.شب عرفات و شب جمعه و استانهء عید قربان و آستان مفتوح توبه و بسم الله  هرکسی که عشق و عطش آمرزیدن و معرفت یافتن و آدم شدن داره!.اگر دلی در این ایام نلرزید و منقلب نشد خیلی باید مایوس بشه و...

عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 كیلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمایل به جنوب كه در میان راه طائف و مكه قرار گرفته است. زائران بیت‏الله الحرام در روز عرفه - نهم ذى حجّه - از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند. در نقلى آمده است كه آدم و حوّا(ع) پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در این سرزمین همدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز «عرفه» نام گرفته است. چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت  ، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری ، لذا به این نام خوانده شد  و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خوداعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد . چرا كه یكی از معانی «عرف » صبر و شكیبایی و تحمل است .

عرفه، از عیدهاى بزرگ است؛ هر چند عید نامیده نشده است و روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود دعوت كرده،سفره جود و احسان خود را براى آنها گسترده است. شیطان دراین روز، از همه اوقات خوارتر وحقیرتر وخشمناك‏تر است.

روایت شده كه حضرت زین‏العابدین(ع) در روز عرفه صداى فقیرى را شنید كه از مردم كمك مى‏خواست. حضرت فرمود: واى بر تو! آیا دست نیاز به سوى غیر خدا دراز مى‏كنى؛ در حالى كه امید مى‏رود در این روز بچه‏هایى كه در شكم مادر هستند، مورد فضل و لطف الهى قرار گیرند و سعادت‏مند گردند؟

 

در روایتى از حضرت صادق(ع) آمده است: «كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نگردد تا رمضان آینده آمرزیده نمى‏گردد؛ مگر این كه روز عرفه را درك كند».

 

بهترین عمل در روز عرفه دعا است و در میان روزهاى سال، این روز براى دعا امتیاز ویژه‏اى دارد.

 

روز عرفه داراى دعاهاى فراوانى است؛ ولى در این میان، دعاى عرفه امام حسین(ع) داراى جایگاه ممتاز،أخص و ویژه است و در واقع، ناب‏ترین و عمیق‏ترین معارف الهى و توحیدى در این دعا، بر زبان سالار شهیدان(ع) جارى گشته است.

عصر روز عرفه امام حسین(ع) با گروهى از خاندان و فرزندان و شیعیان، با نهایت خاكساری و خشوع از خیمه بیرون آمدند و در جانب چپ كوه ایستادند. امام(ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانید مانند مسكین نیازمندى كه غذا مى‏طلبد، دست‏ها را برابر صورت خود گرفت و دعایش را چنین آغاز كرد:


 

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.
............ . . حهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من تو را باز نداشت از اينكه راهنمايي ام كني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خوشنودي توست.
پس
هر گاه كه تو را خواندم پاسخم گفتي .
هر چه از تو خواستم عنايتم فرمودي.
هرگاه اطاعتت كردم قدرداني و تشكر كردي.
و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم بر نعمت هايم افزودي.
و اينها همه چيست؟
جز نعمت تمام و كمال و احسان بي پايان تو؟!
............ . . من كدام يك از نعمت هاي تو را مي توانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر سپارم؟
............ . . خدايا!الطاف خفيه ات و مهرباني هاي پنهاني ات بيشتر و پيشتر از نعمتها ي آشكار توست.
............ .. . خدايا!من را آزرمناك خويش قرار ده آن سان كه انگار ميبينمت.
من را آنگونه حيامند كن كه گويي حضور عزيزت را احساس مي كنم.
خدايا!
من را با تقواي خودت سعادتمند گردان.
و با مركب نافرماني ات به وادي شقاوت و بد بختي ام مكشان.
در قضايت خيرم را بخواه.
و قدرت بركاتت را بر من فرو ريز تا آنجا كه تاخير را در تعجيل هاي تو و تعجيل را در تاخير هاي تو نپسندم.
آنچه را كه پيش مي اندازي دلم هواي تاخيرش را نكند.
و آنچه را كه بازپس مي نهي من را به شكوه و گلايه نكشاند.
............ . .. پروردگار من!
............ . .. من را از هول و هراس هاي دنيا و غم واندوه هاي آخرت رهايي ببخش.
و من را از شر آنان كه در زمين ستم مي كنند در امان بدار.
............ . .. خدايا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند و خواري ام را طلب مي كنند؟
............ . .. من به سوي ديگران دست دراز كنم؟در حالي كه خداي من تويي و تويي كارساز و زمامدار من.
............ .. .. اي توشه و توان سختي هايم!
اي همدم تنهايي هايم!
اي فرياد رس غم وغصه هايم!
اي ولي نعمت هايم!
............ . ... اي پشت و پناهم در هجوم بي رحم مشكلات!
اي مونس و مامن و ياورم در كنج عزلت و تنهايي و بي كسي!
اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره ي اندوه و غربت و خستگي!
اي كسي كه هر چه دارم از توست و از كرامت بي انتهاي تو!
............ . .. تو پناهگاه مني!
تو كهف مني!
تو مامن مني!
وقتي كه راه ها و مذهب ها با همه ي فراخي شان مرا به عجز مي كشانند و زمين با همه ي وسعتش بر من تنگي مي كند و ...........
............ . ... اگرنبود رحمت تو بي ترديد من از هلاك شدگان بودم.
و اگر نبود محبت تو بي شك سقوط و نا بودي تنها پيشروي من ميشد.
............ . ... اي زنده!
اي معناي حيات! زماني كه هيچ زنده اي در وجود نبوده است.
............ .. ... اي آنكه :
با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد.
و من با بدي ها و عصيانم در مقابلش ظاهر شدم.
............ . .. . اي آنكه:
در بيماري خواندمش و شفايم داد..
در جهل خواندمش و شناختم عنايت كرد.
در تنهايي صدايش كردم و جمعيتم بخشيد.
در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند.
در فقر خواستمش و غنايم بخشيد.
............ من آنم كه بدي كردم ... من آنم كه گناه كردم.
من آنم كه به بدي همت گماشتم..
من آنم كه در جهالت غوطه ور شدم.
من آنم كه غفلت كردم.
من آنم كه پيمان بستم و شكستم.
من آنم كه بد عهدي كردم .....
و ....... اكنون باز گشته ام.
باز آمده ام با كوله باري از گناه و اقرار به گناه.
پس تو در گذر اي خداي من!
ببخش اي آنكه گناه بندگان به او زيان نمي رساند.
اي آنكه از طاعت خلايق بي نياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام كارها ي خوب توفيق مي دهد.
............ . ... معبود من!
اينك من پيش روي توام و در ميان دست هاي تو.
آقاي من!
بال گسترده و پر شكسته و خوار و دلتنگ و حقير.
نه عذري دارم كه بياورم نه تواني كه ياري بطلبم.
نه ريسماني كه بدان بياويزم.
و نه دليل و برهاني كه بدان متوسل شوم.
چه مي توانم بكنم؟ وقتي كه اين كوله بار زشتي و گناه با من است ؟!
انكار؟!
چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعي دارد وقتي كه همه ي اعضا و جوارحم به آنچه كرده ام گواهي مي دهند؟
............ .. .. خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي.
از تو خواستم عطايم كردي.
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي.
به تو تكيه كردم نجاتم دادي.
به تو پناه آوردم كفايتم كردي.
خدايا!
از خيمه گاه رحمتت بيرونمان مكن.
از آستان مهرت نوميدمان مساز.
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان.
از درگاه خويشت ما را مران.
............ . .... اي خداي مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت ببخش.
و جسم و دينم را سلامت بدار.
و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل كن.
و از آتش جهنم رهايم ساز.
............ . .... خداي من!
اگر آنچه از تو خواسته ام عنايتم فرمايي , محروميت از غير از آن زيان ندارد.
و اگر عطا نكني هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.
يا رب! يا رب! يا رب!
............ . .... خداي من!
اين منم و پستي و فرو مايگي ام.
و اين تويي با بزرگي و كرامتت.
از من اين مي سزد و از تو آن ............ ...
.........." چگونه ممكن است به ورطه ي نوميدي بيافتم در حالي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني."
.......... خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي كه من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده اي با اين همه كار بد كه من مي كنم و اين همه زشتي كردار كه من دارم..
........... خداي من!
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله اي كه من از تو گرفته ام.
....... تو كه اينقدر دلسوز مني! .....
........ خدايا تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايب بوده اي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بوده اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
....... كور باد چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند.
كور باد نگاهي كه ديده باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود..
و زيانكار باد سوداي بنده اي كه از عشق تو نصيب ندارد..
....... خداي من!
مرا از سيطره ي ذلت بار نفس نجات ده و پيش ازآنكه خاك گور بر اندامم بنشيند از شك وشرك رهايي ام بخش.
........ خداي من!
چگونه نا اميد باشم در حالي كه تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم ,چگونه خواري پذيرم كه تو تكيه گاه مني!
اي آنكه با كمال زيبايي و نورانيت خويش چنان تجلي كرده اي كه عظمتت بر تمامي ما سايه افكنده.
يا رب! يا رب! يا رب

 

اگر به فرض كه هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين (ع) نباشد ,بعد آدم يك بار دعاي عرفه بخواند, مي شود به "حسين" ايمان نياورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ ديوانه اش نشود؟ آيا چنين چيزي امكان دارد؟ مرحوم دکتر شریعتی

 

 

التماس دعا.یا حق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 21:0  توسط بازمانده  | 

ما مفتخريم‌ که‌ «باقرالعلوم‌» بالاترين‌ شخصيت‌ تاريخ‌ است‌ و کسي‌ جز خداي‌ تعالي‌ و رسول‌ ـ صلي‌الله عليه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومين‌ ـ عليهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌ نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌. امام خمینی 

 در این روزهای عرفانی مخصوصا  ایام حج و عرفه که تمرین و مانور عملی اتصال به باریتعالی و بریدن از غیر اوست دعای عزیزان در حق برادران و خواهران ایمانی خود بسیار نافذ است و سبب تعالی روح و خشنودی بارتعالی .انشاالله کامیاب باشید.یا حق

سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر(ع) بر همهء عزیزان تسلیت باد.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 0:25  توسط بازمانده  | 

ای  صاحب عظمت و بزرگی و کرامت

سلام جوان!!!

داشتم در  سایت آفتاب  خلاصهء  اشعار ی از سبکهای مختلف  در مورد گذر جوانی و تاسف از آن  را مرور میکردم!:تقریبا دیدگاه همهء شعرا واحد است!،آه و اندوه از گذر جوانی و ناله از پیری

                               

استاد عزیزم  در این مورد میگفت:من زیاد تو این حال و هواها نیستم!!!،باورتون میشه؟تقریبا هیچ آرزوئی در این دنیا ندارم!!!،تنها آرزوی سنگینم پاک شدن حساب  با مخلوقات خداست!،حتی حیوانات و گیاهان و...،الان که میانسال شده ام ،بسیار از زندگی خرسندترم!،اگر دوباره جوان میشدم شاید همینی هم که هستم نبودم!!!،یاد گرفته ام که به  نتیجهء همه چیز بیخیال باشم!،تنها عاملی که برایم اهمیت دارد کسب رضای باریتعالی و انجام تکلیف است!،رضایت یا فحاشی مردم،فقر و غنا،مریضی و شفا و هر چیز دیگر تحت امر باریتعالیست،دلدادگی ثمرهء زندگی من است و نمیخواهم  آن را هرگز از دست بدهم.از عمرم  یک روز یا صد سال مانده باشد فرقی ندارد!!!!، اتفاقا این دوران سنم بسیار شیرینتر است!!!، دایرهء وسیعتری را میبینم و بیشتر متوجه شده ام که فقط و فقط هر چه خدا خواست همان میشود!خدای را بهتر شناخته ام!،تکلیف را روانتر میدانم و پوچ بودن دنیا و مافیها را سالهاست تجربه کرده ام!،دیگر این روزها تمجید و تعریف اشخاص کمتر مغرورم میکند،پول و شهرت و ریاست برایم سراب و حبابی بیش جلوه میکند،نماز   باحضورتر و دعای   معروفتر است که برایم تاثیر گذار میشود!!!،با هر یک جمله دعا و نماز ساده خیال نمیکنم که خلیفهء تام خدا در زمینم!!!،...

البته جملهء آخرش  تمام افاضاتش رو پنبه کرد که: البته همهء این ادعاها و واقعیات زندگی را ببرکت پاکی و بصیرت و معرفت در جوانی اندوخته  ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یک  تلنگر و منبر و روزی جالبی برای امشبم بود!،میتوانید از اینجا اشعار رو بخونید!.نظر من پیرمرد!هم این است که:

تغییر در پیری تقریبا محال است!، در روایت دارد که وقتی اولاد آدم به ۴۰ سالگی رسید  و اهل دیانت و تقوا نبود، شیطان در عالم واقع بوسه ای بر پیشانی وی زده و گوید:اولاد آدم  فرصت توبه  و آدم شدن از تو گذشت. حیف است جوانی به جوانمردی نگذرد.حیف است در جوانی زبان انسان نصفه های شب الهی العفو را زمزمه نکند،حیف است خواب ناز  شبانه  و در اوج خستگی را به نماز شب نشکند،حیف است که چشمان زیبا را با تیرهای زهرالود حرام کور کند،حیف است دلهای پاک ومستعد را شوره زار حسادت و کینه و غرور و بدخواهی نماید،حیف است،حیف است،حیف است...

راستی این هم حقیقت  مسلمیست که:نشاط و جوانی در اصل مال دل است،  باید دل و روح انسان با نشاط و جوان باشد،زندگی جسم فرع است و کم تاثیر!!!،پس بفکر جوان کردن دل و روح خود با  رعایت تقوا و نزدیک بودن با باریتعالی باشید...

اگر جوانیتون درست سپری بشه  عاقب پیریتون مثل بنده به گزافه  گوئی و دردسر ختم نمیشه.یا حق

همنوعان و همراهان گرامی دریابید،

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 20:59  توسط بازمانده  | 

یا رحیم

سلام علیکم

یادتون هست که در پستی قدیمیتر از داشتن یک دوست و همرزم در 26 سال پیش نوشته بودم و اینکه در سال 77 پس از 15 سال دوباره از طریق تلفن پیدا کردم و ارتباط تلفنی دارم!!!...

توفیقی شد که پریروز در  تهران پس از 26 سال دوباره این یار دیرین و همرزم گرامیم را دیدم و ...

صبح چهارشنبه بود که بهش زنگ زدم و قرار ملاقات گذاشتم. پس از تمام شدن کارها حدود ساعت 2 ظهر بود که در درمانگاه بدیدارش رفتم.تمام همکارن پزشک و پیرا پزشک و...را آماده باش داده بود و کلی شایعات پشت سرم جا انداخته بود!. تا رسیدم دفتر کارشون با حالی عجیب  و بسیار صمیمی همدیگه رو بغل کردیم و مخصوصا آقای دکتر چپ و راست و پیشانی و..بوسه باران کرد و فریادهای من که اقای دکتر آنفولانزا و...،اصلا موثر نبود.دکتر گفت:بابا ول کن آنفولانزا رو!!! پس از ۲۶ سال!!!واقعا دیدنی بود و شاید باورتون نشه که در هنگام دست دادن و  روبوسیمون  من تصور میکردم که واقعا گناهانم مانند برگهای پائیز دارند میریزند!!! .برایم بسیار شیرین و جالب بود.زیاد تغییری نکرده بود بجز اینکه یک پسر ۲۰ ساله الان ۴۶ سال داشت و موها تقریبا سفید شده بود و البته دلشون باز هم جوان و معتقد!.

جالبتر بود وقتی زنگ زد و از بخش حسابداری دخترشون رو خواست و پس از چند دقیقه  دختر خانمی جوان و متین و محجب وارد شدند و بابا گفت که ایشون...،احترام دخترشون نازنین بود و بسیار محترمانه!.معلوم بود که ایشون هم از شایعات در مورد من شنیده اند!،فقط تونستم به دختره بگم که: از بابای شما ۲۶ سال  دوستی وخاطرات شفاف و زلال و صادقانه دارم و...
از اوضاع زمانه  سخن باز شد .چقدر اتفاق نظر بود!،خلاصهء مطلب مشترک این بود که اقای دکتر فرمود:

امام میفرمود اگر ۱۲۴ هزار پیغمبر باهم  بیایند هیچ اختلافی پیدا نمیشود!!!،اگر کار برای خدا باشد،اگر اخلاص باشد،...هرگز اختلاف پیش نمیاید.ونیز از  یاران قدیمی و استقامت در راه صحبت شد و...یاد شهید حاج رضای رفیعیان دوست مشترکمون  واقعا حالم را منقلب کرد:نماد یک انسان بسیار مومن و متواضع و روشن و دارای سعهء صدر،از بچه های اصفهان بود.

با اقای دکتر که بحث میکردم مدام جملهء پناه بر خدا را بر زبان میآورد.آر ی ،انسان که خدائی شد حتی لفظش هم خدائی میشود،پناه بر خدا!!!

اکیپی که آنزمان  کار واحدی را دنبال میکرد جمعی از بچه های تهران و اصفهان و تبریز و شیراز بود و هریک از آنها دوستانی برگزیده. من هم سیاهدانهء سیاهدلی بودم که برای نمایاندن سفیدی آنها ماموریت داشتم!!!.همیشه همینگونه است،...۲۷ آبان سالروز شهادت مهدی زین الدین سردار معظم ساه و فرمانده شجاع و متواضع لشگر ۱۷ علی ابن ابیطالب است.با اقای دکتر روزهائی را در لشگر ایشان فیض برده ایم.رضوان الله علیهم جمیعا

باید جدا  میشدم،انشاالله که دائمی نباشد!،اجازه نمیداد و مصرا برای خانه دعوت میکرد که دنیا گیری بنده  اجازه نداد و خداحافظی کردم و البته یک دنیا معنویت و ایمان را برایم سوغات داد.اصلا ویژگی تمام مردان خدا اینست!!!:دیدنشون و حرفشون و حتی یادشون انسان را بیدار و متوجه میکند،انشاالله خدای متعال این بزرگوار را برای اسلام و برای بنده هم نگهدارد و توفیقش فزون دارد.

--------------------

پ.ن یک:من که شیطان بود و است،حقیر ناقابل پس از ۱۵ سال  با تلفن و پس از دهسال دیگر  بصورت حضوری در پیدا کردن  این دوست جانان قدیمی پیشقدم شدم،برایم توفیقی استثنائیست و میدانم که از ثمرات دنیوی آن بسیار بهره مندم،آخرتش باشد نزد باریتعالی.این موضوع ایشان را بسیار کشته مردهء مرام بنده کرده است!،از من جز وظیفه  ای بیش نبوده و نیست.این تکلیفم بود و هست و تا آخر عمر خواهد بود

پ.ن دو:بی تعارف تعدای از دوستان وبلاگی برایم نعمتی همانند آن بزرگوارند!،وظیفه میدانم  صله رحم کنم و از آثار معنوی آن بهره مند بشوم.

پ.ن سه: و اخرالامر اینکه اگر جوی مرام و وظیفه شناسی و توفیق  باشد،باید مدام و هر روز یک عرض ادب حسابی برای مرد مردان و حجت الله الاعظم امام عصر(عج)  داشت،بنده را که جسارت است ولی یاران مقرب حتما اینگونه اند و قطعا بازماندگان و سبیل گمکردگان را هم یاد میکنند.گر چه فیض و عنایت  مروت کل و  امام  محبوب، همه،آری همهء شیعیان را بنوعی شامل است.آری شرمنده ام:

نزدیکتر از قبل منی با من مهجور                دوری زمن است و ز تو ما را گله ای نیست

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 1:31  توسط بازمانده  | 

یا ارحم الراحمین

سلام علیکم

روز سه شنبه است:

...پروردگارا مرا از حزب خودت قرار بده که آنان رستگارانند.الهی من را از لشگر خودت قرار بده  که آنان پیروز و غالبند. خدایا ،مرا از دوشتان خودت قرار بده که انان نه ترسی دارند و نه اندوهی.

                                                        

         

باران پائیزی و ...،باید یادم باشد که مدام به انجام کارم   فکر کنم!،از همین الان،برای دقیقه ای دیگر تضمینی نیست!،عزیز جان،دریابید که...

دریاب کنون که قدرتت هست بدست                           کین قدرت و ملک میرود دست بدست

امشب اگر توفیقی داشتید و دعای توسلی را میهمان بودید راه گمکرده ها و بازمانده ها  و گرفتاران دنیا را هم بسپارید!.یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:5  توسط بازمانده  | 

لا اله الا الله الملک الحق المبین

سلام علیکم

...اینکه در روزهای پنج شنبه بیاد مردگانمان حمد و سوره و احسانی  نثار میکنیم از نعمتهای الهی بر ما مسلمانان است.

همهء ما روزی اسیر خاک خواهیم شد!،اکنون که فرصتیست،باید  ...

ارواح همهء درگذشتگانمان و  شهدا و  و صالحین  را با نثار فاتحه یاد میکنیم و بر خودمان هم از درگاه بیهمتای مالک حق آشکار ،آدم شدن و کم نگذاشتن در مسلمانی را.

                                                           

ای یگانهء بی همتای ازلی و ابدی،همهء ما را عاقبت بخیر و تسلیم قضا و قدرت گردان .توفیق حداکثری استفاده از این دار فانی را عطا کن .

همهء عزیزان  با معرفت و بامرام  را محکم و استوارتر دار.

بر همهء کم توفیقان و کم مرامها و گرفتارها و اسیر نفسها هم رحم نما و بیدارشان کن.

ما را محب و پیرو  و شیعهء واقعی مولایمان امام عصر(عج) قرار بده.آمین.

                                             حلالمان کنید!!!.یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 9:56  توسط بازمانده  | 

یا ارحم الراحمین

سلام علیکم و رحمه الله

انشاالله همیشه از مقربین خاص درگاه الهی باشید.عبارات زیرین متن یک آهنگ بنام یا رب از پویاست!.فکر میکنم استفاده از ابزار موسیقی و پیوند دادن آن با متون دینی و ادبی و ارزشی ما یک ضرورت  است.اگر چه نظر های مختلفی تابحال در مورد موسیقی داده شده است ولی شاید نظر مقام معظم رهبری که مشروع و غیر مشروع بودن آن را با توجه به ماهیت مجلس و...میسنجند موجهتر باشد!!!.یادمه حضرت امام(ره) در اشاره یکی از بزرگان به رادیو  سرود ای مجاهد شهید مطهر ...را پخش میکرد فرموده بود اگر همین سرود از رادیو عربستان پخش شود حرام است(نقل بمضمون).

انشاالله که دغدغهء همیشگی ما دیانت و بصیرت و تقوا باشد.یا حق

آشفته زمانی ست یا رب کمکم کن              اُفتِ زندگانی ست یا رب کمکم کن

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد         عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو            گر من هنری دارم باشد به رضای تو

                                         یا رب یارب یارب

                                                 آآآآه
خوبی و بدی بر همه تاثیرگذار است               راهی بکشانم که به خوشنامی قرار است

از نیک سرشتی منو بی بهره نگردان              این بنده ی درمانده به درگاه تو زار است

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد           عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو              گر من هنری دارم باشد به رضای تو

                                          یا رب یا رب یا رب

یا رب منه من را بستان و تهی ام کن               طوطی صفت و آینه وار همچو نی ام کن

کان هر سه ندارد به خود بار منیت                   بیخود ز خود از مستی آنگونه می ام کن

                                          یا رب یا رب یا رب

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد             عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو                گر من هنری دارم باشد به رضای تو

                                         یا رب یا رب یا رب

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:6  توسط بازمانده  | 

یا سریع الرضا

سلام که نام مقدس توست

امشب، باز آمده ام  کثافتها و گناهان یک هفته ای خود را در  رحمت گستردهء امشبت پاک کنم.

آمده ام تا اظهار فقر و منقصت و  زبونی خودم را عرضه کنم

برای بخشیده شدن  و بیدار شدن آمده ام

برای اظهار شرم

...

                            

                  آری:خدایا چه یافت آنکه ترا گم کرد و چه گم کرد آنکه ترا یافت

برای همه ببخش و بندهء ناقابل  شرمسار را هم بخاطر این همگان محبوبت .تو بزرگی و عالم و رئوف و سریع الرضا.

چقدر مشتاقم که نامهایت را مدام بشمارم !یا سریع الرضا.یا غفار.یا ستار.یا من اسمه دوا.یا عالما لا یعلم.یا ولی المومنین.یا اول الاولین.یا آخرالاخرین.یا...

آمده ام که سر نهم بر کرم و سخای تو      لطف کنی که دل کنم جز دم کبریای تو

ولی دلم،دلم بیمار است و نابیدار!،..فقط ببخشای ای کریم،

بفرست آن دم مسیحائی را.اشک چشمانمان خشکید و طناب ایمانمان پوسید  و بار گناهان سنگینمان  کمرمان شکست.خودمان هم از خودمان بدمان میاید.عجل فی فرجه بحق محمد و آل پاک و طاهرش.یا حق

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:53  توسط بازمانده  |