|
|
|
|
|
یا دائم الفضل علی البریه سلام بر رجبیون.انشاالله که از این ایام و لحظات استفادهء کافی رو در آدم شدن بیشتر و بیداری ببریم!ولادت باسعادت آقا امام جواد(ع) بر همه مبارک باد. در اوایل امسال توفیق حضور در حرمش بود و... من بر جواد و بخشنده بودن اقا شهادت میدهم!!!،بارها و بارها... در این لحظات دعا و ماه رجب سرانجامی نکو برای تک تکتان و نیز داشتن یک زندگی معنی دار و سراسر کار و تلاش و اخلاص را آرزومندم.طوری که خستگی از دستتون خسته بشه و... این ولادت و این ماه رو بر مولای هممون امام عصر(عج) و تمام مومنین تبریک میگم.دعامون کنید.یا حق سلام هر زمان که این سخنرانی رو گوش میدم بی اختیار این قسمت انتهایی رو با استاد بزرگ شهیدمان دکتر علی شریعتی هم صدا میشم و چه زیبا و عجیب گفته که فاطمه فاطمه است این نوشتهء دوست عزیزیست که متاسفانه نمیشناسم!!!.در هر حال همنوع و همدین و هموطنی عزیز است و حسن ظنش نیز سرافکنده مان میسازد،ولی من معمولا با هیچکس اختلاف اعتقادی ندارم!!!، عزیز من ،هر کدام از ما با توجه به رشد و توان و زاویهء دید و...از دریچه ای به خلقت و هستی و پدیده ها مینگریم!،باید همدیگه رو تحمل کنیم.معلوم نیست که توان و توفیقی که بشما دادند به من هم اده باشند قادر مطلق و نور مطلق و اول و آخر اوست و ماها پر کاهی بر روی آب و...وقتی شماها به این کمالات و خوبی،فتبارک الله احسن الخالقین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:57 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یاهو
سلام .امروز هفتم تیر سالروز شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامیست!،بپاس عرض ادب به دیانت و تقوا و نظم و بزرگواری شهید بهشتی ایت پیت تقدیم حضورتان.یا حق من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی کاذب منافقانه ترجیح میدهم.شهید بهشتی دو خاطره از از شهید بهشتی
۲ـ در آغاز دوران بلوغ، تحصیلات علوم اسلامی را تازه شروع کرده بودم . در این سن، انسان نشاط و شادابی خاصی دارد، گاهی پیش از مباحثه و بعد از آن و یا قبل از درس، با دوستان میگفتیم و میخندیدیم . یکی از دوستانم که بزرگ شده جلسات مذهبی بود، و چند سالی از من بزرگتر بود با من هم مباحثه بود، وقتی ما میخندیدیم، میگفت فلانی حالا که در آغاز تحصیل علوم اسلامی هستیم، بهتر استخودمان را عادت بدهیم و نخندیم یا کمتر بخندیم . گفتم چرا؟ گفت این آیه قرآن است: «فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا» «باید کم بخندند و زیاد بگریند .» سپس یکی دو حدیث هم در این رابطه میخواند . من از وی پرسیدم آیا خندیدن کاری حرام است؟ گفت نه حرام نیست . گفتم حالا که حرام نیست، من میخندم . از این ماجرا چند سالی گذشت و من اولین مطلبی که به صورت مستقل و بر اساس کتاب و سنت دربارهاش تحقیق کردم و سعی کردم قرآن را از اول تا آخر به صورت علمی بررسی کنم، همین بحثبود تا اینکه به این آیه رسیدم . به خود گفتم عجب، این آیه در قرآن است، اما مطلب درست نقطه مقابل مطلبی است که دوست من فهمیده بود و آن دستور پیغمبر بود که باید تمام نیروهای توانا برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیجشوند . عدهای با بهانههای مختلف از شرکت در این لشکرکشی خودداری کرده بودند و از فرمان خدا و پیغمبر تخلف نمودند . خداوند در این آیات قرآن میفرماید: «لعنتخدا بر کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد میروند اما باز هم دوست داشتن زندگی آنها را وادار کرد تا از فرمان خدا و رسولش تخلف کنند و بمانند» و به دنبال آن به عنوان یک نفرین و کیفر میفرماید: «از این پس کم بخندند و زیاد بگریند .» از دیدگاه اسلام زندگی با نشاط نعمت و رحمتخداست و زندگی توام با گریه و زاری خلاف رحمتخداست در این آیه خداوند در مقام نکوهش از این تخلف میفرماید: «از این پس از نعمتخنده و نشاط کم بهره باشید و همواره گریان و غمزده زندگی کنید .» از طرف دیگر تفریح یکی از نیازهای ضروری زندگی انسان است که باعث تجدید قوای انسان میگردد . چنانچه قرآن میفرماید: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیوة الدنیا» (6) ; «ای پیغمبر! بگو: چه کسی زینتخدا را که برای بندگانش خلق کرده، و روزیهای پاک را حرام کرده است؟ بگو این روزیهای پاک برای مردم با ایمان در این دنیا است . تو ای اختر چرخ ایمان «بهشتی» تو ای از تبار بزرگان که بردی شهادت به ارث از نیاکان «بهشتی» همه عمر تو صرف ترویج دین شد چه در آشکار و چه پنهان «بهشتی» ز صد موج غم، غم نخوردی که دریا ندارد هراسی ز طوفان «بهشتی» فصول کتاب حیاتت موشح زعرفان و ایمان و ایقان «بهشتی» شهامت، شهادت، جز این سرگذشتی نبودت در آغاز و پایان «بهشتی» به دریا زند اهل همت دل اما به دریای آتش زدی جان «بهشتی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 10:16 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا لا اله الا انت
سلام علیکم.انشاالله حال معنوی همهء شما بزرگواران بسیار عالیست و... امشب ،اولين شب جمعه ماه مبارک رجب، ليلةالرغائب يا به عبارتي "شب آرزوها" است که فضيلت بسياري دارد و برای کسب هرچه بيشتر رحمت الهي و رسيدن به حوائج معنوي مناسب است.شاید بعضی دوستان باشند که بدلیل طهارت نفس و التماس بخدای تعالی و روح پاکشان عظمت بیشتر این ایام رو درک میکنند.واقعا بسیار بجاست که برای ساعات یا دقایقی تمام تعلقات دنیا رو کنار بگذاریم و فقط و فقط از سر اشتیاق و طلب درمان از این بی هویتی و غفلت و دین فروشی و جهل و نقصمون متضرعانه از صاحب و خالق و رب و اول و آخر خودمون و تمام عالم درخواست هدایت کنیم.انسان تا خدا را نداشته باشد تهی و پوچ است اگرچه ثروت و علم و...تمام عالم را داشته باشد!. اگر خدا را داشتیم هر لحظه در حضور اوئیم و تنها به او توکل میکنیم و درد و رنجها نمیتواند اذیتمان کند و یاس و نا امیدی معنی ندارد و... حکایتی از یک دوست :..استاد بسیار منظم و خود ساخته ای مدنی و مودب و عالمی داشتم که البته بدلیل افراط و تفریطها قدری در تایید عملکرد نظام تامل میکرد و من در محضر او دورهء کار آموزی سپری میکردم با توجه به اینکه از جنس ایثارگر بودم مدام مرا تحت نظر داشت و به اعمالم با همان دید خود نگاه میکرد!.مدتها گذشت و دوره تموم شد و الان یک دوستی صمیمی برقرار است . من بحسب وظیفه و با توجه بدستور شرع انور و البته با در نظر گرفتن شرایط امروزی وظیفه میدانم حداقل از هر بیست روز یک تلفنی بزنم و جویای حال بشم!،چند روز پیش بهش زنگ زدم و احوالپرسی..استاد گفت:فلانی شما همیشه منو شرمنده میکنید و خدا شاهد است که همیشه یاد شمایم و با یاد شما به کشور و نظام امیدوار میشوم و...این جملات استاد برایم بسیار سنگین و پرمعنی بود!:شخص به این احترام و بزرگی و ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ علت درج این خاطرهء دوستمون به این جهت بود که خدمت عزیزان متذکر شوم که: وقتی کار الهی شد و نیت خالص برای او بود انسان خلیفهء خدا میشود و نگاههای بصیر خدا و آثار و صفات او را در این شخص میبینند. گاهی یاد شما یک انسان را از گناه باز میدارد و گاهی نا امیدی را امیدوار میسازد... گاهی یک نگاه شما یا یک کار کوچک شما اثاری بزرگ را بدنبال دارد و... رمز و راز اصلی این توفیقات در اخلاص و سوخته دلی و اشتیلق است!!! اصلا خلیفه الله باید هم دارای آثار آنچنانی باشد که از کوزه برون همان تراود که در اوست. آخرش اینکه ماه رجب برای بیداری و تنبه و آدم شدن بسیار مناسب است.با نهایت التماس تقاضا دارم جهت آدم شدن برو بچی مثل خودم دعا کنید.(ای دل غافل ،۴۵ سال و بر و بچ!!!،ولی واقعا درسته،هنوز عقلم از خیلی از بچه ها کمتره.همیشه صحبت اولی درسته و...) پروردگارا باحترام بندگان پاکت مخصوصا مولود عالی شان این ماه(وجود مبارک حضرت ابوتراب علی بی ابیطالب ع)همهء ما را درد دین و آدم شدن و تقوا و بیداری و معرفت احسان فرما و تمام آنهائی را که در تربیت انسانها نقش مثبت داشته اند و اسیر خاکند مورد رحمت و بخشش خودت قرار بده و این دوستان وبلاگی را از عمری بامعرفت و ادب و تقوا و آگاهی بهره مند نما و آخر عمرشون رو با شهادت ختم بفرما و من لوس گرفتار و اهل قیل و قال را باحترام آنان ببخش و سر افکنده نفرما. خواسته های من بسیار بزرگ ولی در مقابل عظمت و رحمت تو هیچند و البته وثیقه های معرفی شده ام در نزد تو بسیار ارزشمند،میدانم که باحترام آنها چقدر با من مدارا کرده ای و میکنی وبا کرمت خواهی کرد.والاترین وثائق همهء ما از هر جنس و درجهء ایمانی و طیفی که باشیم، محمد و آل اطهار اویند.الهی: صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم امام زمان،این ایام برایتان مبارک باد .همهء ما جیره خوار شمائیم و آرزومند پیروی.بسربازی و غلامی صفر قبولمان کنید که ...یا حق |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 12:27 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حی یا قیوم
سلام بر بندگان خدا سالروز ولادت با سعادت امام باقر(ع) و آغاز ماه رجب،ماه بیداری و تهیهء مقدمات آدم شدن و معرفت پیدا کردن و توجه کردن به فلسفهء خلقت و انسانیت بر تمام عزیزان جویای حق و طالب هویت مبارک باد.حتما در دعاها دوستان رو از یاد نبرید....یا حق حضرت امام محمّد باقر(ع) اوّل ماه رجب، يا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدينه متولّد گرديد. گروهى به محضر امام باقر (ع) مشرف شدند، ديدند امام بچهاى دارد مريض است و حضرت در مرض او بسيار ناراحت و بى آرام است. آنها پيش خود گفتند: خدا نكند كه اين كودك بميرد و گرنه به خود امام احتمال خطر مىرود. در اين ميان شيون زنان بلند شد، معلوم شد كه كودك از دنيا رفت، بعد از اندكى امام (ع) به نزد آنها آمد ولى خوشحال و قيافهاش باز بود. ما دوست مىداريم كه محبوب و عزيز ما در عافيت باشد، و چون قضاى خدا بيايد تسلیم آن كار مىشويم كه خدا دوست داشته استدر را به روى امت اسلام بسته اند فصل بهار آمد و عالم معطر است بوى نسیم صبح بسى روح پرور است آن گمرهان كه بى خبرند از صفاى تو در را به روى امت اسلام بسته اند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 14:1 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ذوالجلال و الاکرام سلام عزیزان چقدر بجاست این روزها اقا مصطفی رو صدا کنیم!!!.امروز سالروز شهادتش هست و... چقدر دلم برای مسافران مجاهدمون تنگ شده! حضرت علی(ع) در پایان حکم خود بمالک اشتر بهنگام دادن حکومت مصر میفرماید:ای مالک من و تو سربازیم و هیچ چیزی شایسته تر از بخون غلطیدن در میدان نبرد نیست و...(نقل بمضمون) من فکر میکنم و باور دارم اگر کسی واقعا لذت مجاهد بودن و نبرد در راه اسلام را چشیده باشد تا آخر عمرش در غبطهء شهادت خواهد بود و... انشاالله پروردگار احدیت همهء شهیدان اسلام را علو درجات عنایت فرماید .یا حق شهادت در راه خدا نصیب مشتاقانش باد
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 13:25 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا رب العالمین سلام علیکم.انشاالله که وجود عزیز و گرامیتان همیشه معطر از نجوای با ذات ربوبی و انس با فرشتگان الهی باد.قطعا هر کار خیر و درست انسان، عطر بسیار نیکوی رضوان الهی و مقام خلیقه اللهی را میپراکند.این روزها با روی اوردن فتن مختلف خیلی محتاج دعای خیر دوستانیم و... این نوشته رو بخونید تا یه کم از حال و هواس سیاسی کاری و سیاسی بازی انتخابات و...بیرون روید!!!.راوی یکی از نزدیکان است! پیرزنی حدود ۵۵ ساله و از ناحیهء زانوان مصدوم است.حدود دو ماهی هست که زمینگیر شده و شوهرش هم چند سالیست که بدلیل نا بینائی و... زمینگیر است.یک پسرش حدود ۱۵ سال پیش در تصادفی در جاده کرج مرده و تابحال نتونسته ریالی دیه بگیرد.پسر بزرگش دارای جند سر عائله و بسختی گذران عمر میکند.پسر کوچکش با ۲۰ سال سن ،اخیرا با دختر همسایه ازدواج کرده و وبال پدرزن شده و...بالاخره تنها دخترش با ۳۵ سال سن و دو فرزند !،هم اکنون بدلیل اذیتهای شوهر غیر منطقی خود ،به منزل پدری آمده و در کنار این مادر و پدر زندگی میگذراند!.وضع مالی هم که نزدیک صفر.بمناسبتی از وضع زندگیش آگاه شدم و پیشنهاد مبلغی پول دادم و بهش گفتم تومادر منی و تا زمانی که نیاز داشتی هر ماه یه مبلغی میدم.با اکراه و اجبار صد هزار تومنی گرفت و... -----------------------------------
از فرمایشات ائمهء هدی این است که در خصوص مادیات به پائین دستتر از خودتون بنگرید. همچنین هست که: تا چهل خانه همسایه محسوبند و دارای حقوق شرعی از هم این حکایت دوستمون رو که به یک برادر مستضعفی نقل کردم آنچنان با عشق و ایمان بخدا از وضع خودش شکر میکرد و خود را ناقابل این همه نعمت پروردگار!!!،که شاید دهها عابد و عارف این کمالات رو نداشته باشند! خاک بر سر غافل و بخت بر گشتهء من و بدون تعارف، شما!!!.چقدر گرفتاریم و بدبخت و غافل. پروردگارا،همهء ما را به وظایف دین و انسانی خودمان آشنا و عامل بگردان.یا حق
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 22:27 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا ذوالجلال والاکرم سلام علیکم.عید بسیار با عظمت ولادت حضرت فاطمهء زهرا(س) و روز زن بر تمام بانون و دختران تشیع خصوصا ایران زمینیهای عزیز . بخصوص خانمهای وبنگارمبارک باد. انشاالله وجود همهء شما بانوان محترمه مملو از آرامش و اطمینان و معنویت و پاکی بوده و بندگان شایسته ای برای پروردگار باشید.هر چی فکر کردم نتونستم یه واژه معادل طایفهء نسوان پیداکنم!!!.زنان،دوشیزگان،بانوان،دختران،خانمها،...؟؟؟!!! بدون شک الگو قرار دادن زندگی و منش حضرت زهرا(س) با در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی ،بهترین راهنما و سبب تکامل و آرامش است.عمرتان طولانی و دلهاتان سراسر نور باد.بسیار مبارکتون باشه.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:1 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا رب العالمین
سلام علیکم.از نگاهی دیگر انتخابات ریاست جمهوری تلنگر و محل ابتلائی دیگر برای همهء ما و نامزدها بود! روایتی از ائمه(س) بیاد دارم که از آخرین حربه های شیطان در مورد آدم حب جاه است.وقتی از راههای دیگر نتونست فریب دهد از این راه وارد میشود!!!.در کمال تاسف چه رفتارهای خلاف شرع و مغرضانه ای که از سوی اکثر نامزدها و طرفدارانشان بروز نداد. آنچه شان من و شما و فلسفهء مسئولیت در نظام اسلامیست از منظر علی (ع) اینکه: اگر میخواهی سلامت نفس خود را بدانی، ببین که اگر وقت دادن مسئولیت گرفته شدی و اضطراب و رعب توان انجام تکلیف داشتی و در زمان گرفتن مسئولیت از تو آرامش یافتی ،آنوقت از سلامت نفس خود خوشنود باش.(نقل بمضمون) اگر نبود که همه فوج فوج بمن روی اوردید و اگر نبود که خدا از دانشمندان تعهد گرفته که به مردم کمک کنند افسار خلافت را به پشتش میانداختم و...علی(ع) ...برای هر کسی که منتخب بود آرزوی توفیق و عمل بر اساس اسلام عزیز داریم.خیل مبارکه. انشاالله اخلاص در تمام کارها پیشه و مرام ما باد. ----------------------------------------------------------- پی نوشتهای اصل!!!: ۱ - من اگه کاره ای بودم به تمام مردم ایران گواهی گذراندن(پسینگ!)ده واحد دروس علوم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و یه خورده آمیخته با حقوق اعطا و در سوابقشون درج میکردم ۲ - حتما و حتما حداقل ماهی یکبار این برنامه ها رو مانند برنامهء نود ولی در تمام امور ملی و دینی اجرا میکردم ۳ - بر همه متذکر میشدم که همه چیز در گذر است و مرگ در پیش!!!،آنجا از ایران و قوم و جناح و... کمتر سوال میکنند و اصل ماجرا این است که عمر خود را تا چه اندازه در طاعت خالق گذراندید و در یکایک اعمالتان تا چه اندازه اخلاص بود؟.فرزند و پدر مادر و همکلاس و همخط و...مخصوص اینجاست،خودمون رو در خودمون پیدا کنیم. دلهاتان نورانی و عاقبتتان بخیر باد.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 17:2 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا هو سلام علیکم. ...در سال 63 از طریق جبهه و جنگ باهم دوست شده بودیم .حدود 4 ماه باهم رزمندگی کردیم... حالا سال 1377 است.14 سال گذشته و هیچ خبری ازش ندارم!!!.با خودم بارها میگفتم حسب استعدادش شاید الان شهید شده و اگه مونده حتما دکتری .مهندسی و... بمناسبت شغلم دارم دنبال آدرسی در روستای دالکی در حدفاصل استان بوشهر و فارس میگردم. یادم افتاد که محمد حسین اهل روستای دالکی بوده و... به طرفی که در آنسوی خط تلفن بود گفتم:محمدحسین رو میشناسی؟ با لهجهء مخصوصی گفت:پسر مش ولی الله رو میگی؟برسم برخی کارهای خدا هر چی بخواد !!!گفتم آره. یه شماره داد ...به اون شماره زنگ زدم :یکی گفت محمد حسین اینجا نیست تو بوشهره!!!.شمارش رو گرفتم و بهش زنگ زدم.(حواسم بود که اون زمون میگفت داره ازدواج میکنه و...)دختر بچه ای گوشی رو برداشت!!!.چقدر لحن و سیستمش مثل محمد حسین ما بود.بهش گفتم بابا خونست؟.گفت بلی و گوشی رو داد دست باباش.سلام...سلام و خودش بود و ...با همون صفا و درایت و پاکی قدیمی.تا دو جمله بهش گفتم شناخت و ...یک پزشک حسابی شده بود .من همیشه ایشون رو برادر خطاب میکنم و دکتر و...ابدا در مرام و ارتباط فی مابین جائی ندارد!!! الان هم ارتباط تنگاتنگی هست و ... امروز جمعه است و گاه دیدار.اول از همه با دلی صاف و مشتاق دیدار و نجوا با مولای دهر امام عصر(عج) رو تازه کنید و سپس با همه.آره با همه.حتی با اونائی که ازشون بدتون میاد و باهم میونه ندارید!!!.آسان بگیرید و با صفا باشید تا خدا بهتون رحم کنه.با این دیدارها کمر شیطان میشکند و گناهان همچون برگهای پائیزی محو میشن!!!. مطمئن باش که یادت نرود از دل ما مگر آنروز که در خاک شود منزل ما غرض دیدار بود و نگاشتن لبخندی احتمالی بر صورتهای خدائیتان.ایام بکام و در پناه حق اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.یا حق |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 13:45 توسط بازمانده
|
|
||
|
|
|
|
|
یا حی یا قیوم سلام علیکم.ساروز شهادت حضرت صدیقهء کبری فاطمهء زهرا(س) بر امام عصر(عج) و تمام رهروان حضرتش مخصوصا بانوان محترم تسلیت باد.توسل بحضرت حربهء آخر رزمندگان اسلام در بحرانهای سخت جنگ تحمیلی و انقلاب بود و البته همیشه کار ساز!!!.یا حق ...با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.- ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (ص)»- كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.براساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (س) عطاخواهد كرد و امت او را به شهادت خواهند رساند.حضرت فاطمه (س) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (س) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. .. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار برم گران نيايد. از پدرم رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود... در موردى ديگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود.زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است. حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر (ص) حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما حرص مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (س) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند»
دکتر شریعتی:خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.ديدم كه فاطمه نيست.خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.ديدم كه فاطمه نيست.خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.ديدم كه فاطمه نيست.خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.باز ديدم كه فاطمه نيست.نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. «فاطمه، فاطمه است» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 13:47 توسط بازمانده
|
|
||