یا ارحم الراحمین
سلام علیکم.این پست زودرس و وصف حال امشب است!.در جلسهء دعای توسل بودم.قبلش آیاتی از سورهء الرحمن تلاوت میشد.یادتونه قرار بود اجتماعیتر بنویسم؟!!!:
راستی اینکه در آیات مختلف قرآن از راههای مختلف سعی در تشویق یا ترساندن انسان شده منظور چیست؟
اینکه گاهی از بهشت و درختان و حور و سایه و میوه ها و...برای مومنان گفته شده و اینکه گاهی مجاهدان را فضل عظیم وعده داده برای چیست؟
اینکه از شدت آتش یا فشار قبر یا عذابهای دیگر آخرت گفته شده کدامین مقصود را دارد؟
با دیدن آیات مذبوط به حور عین و... در سورهء الرحمن بحال خود نظر کردم که آیا چقدر اشتیاق به این مسائل دارم؟(قبل از شما حقیقتا خودم میدونم که شتر در خواب بیند ...)راستش برام در این شرایط سنی و...زیاد جالب توجه نبود!!!.بر مجازات و عذاب آخرت فکر میکردم!،راستی اونم برام زیاد رعب آور نیست!!!،چراش رو نمیدونم،حتما که علت اصلیش غفلت و جهالت منه.ولی حقیقت اینه که در این دور و زمونه مردم خیلی از عذاب الهی در اون دنیا حساب نمیبرند!،بیشتر حرف از مرام میزنن و اینکه:اگه خدا بخواد تو آتیشم میریم،خیلی نوکرشیم و...
بیاد بیانات امروز رهبر عزیز در مورد قرآن پژوهان افتادم،مهم انس و الفت معنوی با قرآن است،مهم عمل بی ریا و خالصانه بدستورات آن است،از نظر حقیر قرآن گلیست که هرکس بسته باشتیاق و نگرش خود از آن بهره مند میشود!،برای همه نافع است،بحد وسع و افق دید و دنیای عارفانه اش!،گاهی دزد را تواب میکند و گاهی ظالمی را آدم،گاهی ترسو و ضعیفی را به اوج عزت و قدرت میرساند،...
بسته بسن و حالات روحی و علم و شرایط دیگر اشخاص گاهی ترساندن و گاهی تشویق و گاهی استدلال و گاهی عیارانه حقیقت را گفتن در کمال آنان موثر است.شاید علت این باشد!.و انسان کامل کسیست که تمام این خصائص و راهها را با اعتدال در زندگی خود پذیرا باشد!،هم انذار و هم تشویق و هم استدلال و هم معرفت در کمال او موثر افتد.ائمهء هدی حد اعلای این افرادند.
این قرآن نور است و شفای دلهای همهء ما.باید باهاش مانوس ظاهری و معنوی باشیم!!!،حتما
با رفیق فاضلم مشورت میکردم،میگفت :هر قدر انسان در راه خدا تلاش بکند باز هم به انتها نمیرسد!، اگر مواظب بودی گاهی بجائی میرسی که مثلا گرفتاری بزرگی مثل فقر یا مریضی و...داری و خوب میفهمی که در امتحانی!،میدانی که اگر با اصرار از خدا بخواهی که این گرفتاری رفع بشود حتما خواهد شد!ولی نمیخواهی!،چون میدانی در امتحانی!،...من در زندگی با تمام وجود به این دعا عادت کرده ام و رسیده ام که خدایا هر چه هست در این دنیا مرا تسویه کن،نمیخواهم برای آن طرف چیزی بماند
همونی که خیلیها میگن:خدایا ،اول پاکم کن بعد خاکم کن!.
دعای توسل شروع شد!،طبیعیست که من هم یاد گرفتم که از ائمه(ع) فقط آدم شدن و پاک شدن را بخواهم!.چقدر بودن با این انسانها نعمت است،چقدر پروردگار روزیهای بزرگ و مخفی برای ما داده که ازشون غافلیم،چقدر ناپاکیم و ناسپاس،.واقعا چقدر آدم سبک میشود از بودن با این خوبان و خوبیها.
عزیزان،من شما رو با خودم قیاس کردم،باید ببخشید،ولی حقا این نعمتهای الهی در حق بندگان و از جمله این روسیاه (که یک از هزار نعمتها رو نمیفهمه) چقدر یک انسان منصف و واقع نگر را شرمنده و سرافکنده میسازد!،امثال من کجا و ذکر و نام اهل بیت کجا؟...ببخشای ای کریم.ای بالاترین مهربانان و رحم کنندگان.ملتمس دعا.یا حق